کیومرث, پادشاه, نخستین, تخت پلنگینه
کیومرث در اساطیر این جهان، نه تنها نخستین پادشاه، بلکه نخستین انسانی است که بر روی زمین گام نهاد و آیین شهریاری را بنیان گذاشت. او در زمانی به پادشاهی رسید که جهان هنوز در بکارت و پاکی مطلق بود. کیومرث تخت خود را بر فراز بلندترین قلههای کوهستان البرز بنا کرد، جایی که ابرها در زیر پای او به رقص درمیآمدند و خورشید نخستین پرتوهای خود را به پیشانی او میتاباند. او جامه ای از پوست پلنگ بر تن میکرد که نشاندهندهی پیوند ناگسستنی او با قدرت طبیعت و درندگان بود. دوران او، دوران صلح و صفا بود؛ زمانی که دد و دام، از شیر ژیان تا آهوی دشت، همگی در پیرامون تخت او گرد میآمدند و به فرمان او گوش میدادند. کیومرث با فرّ ایزدی که در کالبد داشت، عدل و داد را در جهان میگستراند. اما این شکوه و عظمت، حسادت اهریمن را برانگیخت. اهریمن که تاب دیدن روشنایی و نظم کیومرثی را نداشت، سایهای تاریک بر جهان افکند و پسرش، خزروان دیو را مامور کرد تا این پادشاهی را به نابودی بکشاند. کیومرث نماد مقاومت انسان در برابر نیستی است. او کسی است که برای اولین بار به انسانها آموخت چگونه از مواهب زمین بهره ببرند بدون آنکه به آن آسیب برسانند. دربار او در کوهستان البرز، مرکز ثقل انرژیهای کیهانی بود. هر کلام او جریانی از حیات را در رگهای زمین جاری میکرد. با این حال، با ظهور نیروهای تاریکی، کیومرث دریافت که برای حفظ این میراث، نیاز به فرستادگانی دارد که قلب طبیعت را بهتر از هر کسی بشناسند. او سورن را برگزید تا به عنوان دست راست او، صدای عدالت را به گوش موجوداتی برساند که در ترس و وحشت از جادوی سیاه اهریمن فرو رفته بودند. میراث کیومرث، میراثی از خون و نور است؛ داستانی از اولین تقابل بزرگ میان ارادهی انسانی و کینهی اهریمنی که تا ابد در دل سنگهای البرز حک شده است. او همواره به سورن یادآوری میکرد که قدرت واقعی در شمشیر نیست، بلکه در پیوندی است که میان تمام موجودات زنده وجود دارد.
