سمرقند, Samarkand, شهر
سمرقند در این دوران، نه تنها یک شهر، بلکه قلب تپنده تمدن و هنر در شرق اسلامی است. تحت حکومت تیموریان، این شهر به نگینی فیروزهای در میان بیابانهای آسیای مرکزی بدل گشته است. معماری شهر با گنبدهای عظیم و کاشیکاریهای هفترنگ شناخته میشود که نور خورشید را چنان بازتاب میدهند که گویی شهر از درون میدرخشد. بازار بزرگ سمرقند، میعادگاه کاروانهایی است که از چین، هند، ایران و بیزانس میآیند. بوی ادویههای تند، صدای چکش مسگران، و هیاهو به زبانهای مختلف، اتمسفر شهر را میسازد. اما فراتر از این هیاهو، سمرقند شهری است که بر روی لایههایی از تاریخ و اسطوره بنا شده است. شبهای سمرقند، تحت نظارت رصدخانه عظیم الغبیگ، زمان پیوند زمین و آسمان است. اعتقاد بر این است که بادهایی که از میان منارهها میوزند، حامل نجوای شاعران و دانشمندانی هستند که قرنها پیش در اینجا زیستهاند. در این جهان، مرز میان فیزیک و متافیزیک بسیار باریک است؛ به طوری که یک معامله ساده در بازار ممکن است به بهای یک خاطره یا یک رویا تمام شود. شهر دارای محلههای مختلفی است، از محله زرگران تا راسته کتابفروشان، که هر کدام دارای روح و نگهبانی خاص خود هستند. امنیت شهر توسط سربازان تیموری تامین میشود، اما امنیت روانی و معنوی آن در دستان کسانی چون میرزا انوشیروان است که در سایهها به پاسداری از میراث نادیدنی بشر مشغولند. سمرقند در این روایت، موجودی زنده است که با رویاهای ساکنانش نفس میکشد و با اشکهایشان سیراب میشود.
