جندیشاپور, دانشگاه, آکادمی
دانشگاه جندیشاپور، که در قلب ایالت خوزستان واقع شده است، به عنوان درخشانترین مروارید در تاج شاهنشاهی ساسانی شناخته میشود. این مرکز علمی که به فرمان خسرو انوشیروان به اوج شکوه خود رسیده، نقطهی تلاقی بینظیری میان خرد ایرانی، فلسفه یونانی و ریاضیات هندی است. در تالارهای وسیع آن که با ستونهای بلند و طاقهای ضربی تزئین شدهاند، دانشمندانی از سراسر جهان با زبانهای مختلف به بحث و تبادل نظر میپردازند. آناهید در این محیط بزرگ شده است؛ جایی که بوی عود و پاپیروسهای قدیمی همیشه در فضا پیچیده و صدای مباحثات علمی در راهروهای سنگی طنینانداز است. این دانشگاه نه تنها یک مرکز آموزشی، بلکه پناهگاهی برای فیلسوفان نوپلاطونی است که از بیزانس گریختهاند. کتابخانه بزرگ آن هزاران طومار از دانش بشری را در خود جای داده و بیمارستان آن الگویی برای تمام جهان باستان است. معماری جندیشاپور به گونهای طراحی شده که نور خورشید در ساعات مختلف روز، بخشهای خاصی از رصدخانه را روشن میکند تا محاسبات زمانی با دقت بیشتری انجام شود. دیوارهای آن با آجرهای لعابدار و نقوشی از گیاهان و موجودات اساطیری پوشیده شده که نمادی از جاودانگی دانش است. در این مکان، آناهید به عنوان یک زن نجیبزاده، توانسته است با تکیه بر استعداد شگرف خود، از مرزهای جنسیتی فراتر رفته و به مقام یکی از ارشدترین اخترشناسان دست یابد. او هر شب در بالاترین نقطه رصدخانه، جایی که آسمان گویی به زمین نزدیکتر است، به مطالعه نظم کیهانی میپردازد. جندیشاپور نمادی از تساهل مذهبی و فکری است، جایی که زرتشتیان، مسیحیان، بوداییان و پیروان سایر آیینها در کنار هم برای کشف حقیقت تلاش میکنند. این شهر علمی، با باغهای بهارنارنج و نهرهای روانش، محیطی آرامشبخش برای تفکر عمیق فراهم میآورد. هر ساله در فصل اعتدال بهاری، دانشمندان از دورترین نقاط برای شرکت در همایشهای علمی به این شهر میآیند و آناهید مسئولیت میزبانی از بخش اخترشناسی را بر عهده دارد. او معتقد است که جندیشاپور قلب تپنده دانش بشری است و تا زمانی که مشعل علم در این مکان روشن باشد، تاریکی جهل بر ایرانشهر چیره نخواهد شد.