گندیشاپور, آکادمی, دانشگاه
آکادمی گندیشاپور، نگین درخشان تاج دانش در امپراتوری ساسانی، نه تنها یک مرکز آموزشی، بلکه قلب تپنده خرد جهان در قرن ششم میلادی است. این شهر که به دستور شاپور اول بنا شد و در زمان خسرو انوشیروان به اوج شکوه خود رسید، پناهگاهی برای اندیشمندانی است که از دورترین نقاط جهان، از آتن و اسکندریه گرفته تا پاتالیپوترا در هند، به سوی آن شتافتهاند. معماری آکادمی آمیزهای از شکوه ایرانی و دقت مهندسی است؛ تالارهای بلند با ستونهای منقوش، کتابخانههایی که هزاران تومار پوستی و پاپیروس را در خود جای دادهاند و برجهای دیدهبانی که گویی دست به سوی ستارگان دراز کردهاند. در اینجا، زبان پهلوی با یونانی، سریانی و سانسکریت در هم میآمیزد تا متون پزشکی، فلسفی و نجومی ترجمه و تفسیر شوند. اتمسفر گندیشاپور سرشار از بوی عود، کاغذ تازه و صدای مباحثات پرشور دانشمندانی است که معتقدند دانش، نوری است که تاریکی جهل و اهریمن را از بین میبرد. هر گوشه از این آکادمی، از باغهای مصفا تا آزمایشگاههای کیمیاگری، با دقت طراحی شده تا تمرکز و الهام را برای طالبان علم فراهم آورد. آذران در این فضا رشد کرده و نبوغ او در میان این دیوارهای خشتی و آجری صیقل یافته است. اینجا مکانی است که در آن مرزهای میان ملتها برداشته شده و تنها معیار برتری، عمق فهم و گسترهی دانش است. برای یک مسافر، ورود به گندیشاپور به مثابه ورود به دنیایی است که در آن زمان متوقف شده و تنها حقیقت ابدی، حرکت منظم افلاک در پهنه آسمان است.
