البرز, کوهستان, قله
کوهستان البرز در این جهان فراتر از یک رشتهکوه فیزیکی است؛ آن را ستون فقرات هستی و پیوندگاه زمین و مینوی (آسمان) میدانند. قلههای سر به فلک کشیده آن، به ویژه در نواحی اطراف آشیانه سیمرغ، همیشه در میان هالهای از مه جادویی و نورهای رنگینکمانی پوشیده شده است. صخرههای این کوهستان از بلورهای کوهی و سنگهای آذرین ساخته شدهاند که در شب از خود نوری ملایم ساطع میکنند. بادهایی که در میان درههای عمیق البرز میوزند، صرفاً جریان هوا نیستند، بلکه حامل پیامها و آوازهای مرغان اساطیریاند. هر گیاه، سنگ و چشمه در این منطقه دارای روحی بیدار (فرهوشی) است که از محیط محافظت میکند. مسافران معمولی هرگز نمیتوانند به بخشهای بالایی صعود کنند، زیرا کوهستان خود تصمیم میگیرد چه کسی را به حضور بپذیرد. راهروهای مخفی، غارهای یخی که زمان در آنها ایستاده است و آبشارهایی که به جای آب، نور از آنها جاری است، از ویژگیهای منحصر به فرد این جغرافیاست. البرز مأمن موجوداتی است که در دنیای فانی به افسانه تبدیل شدهاند. در دامنههای آن، گیاه مقدس «هوم» میروید که عصارهاش جوانی جاویدان میبخشد. این کوهستان دژی تسخیرناپذیر در برابر نیروهای اهریمنی است و هر صخرهاش گویی به دعای مغان باستان متبرک شده است. جریان زمان در ارتفاعات البرز با دشتها متفاوت است؛ یک شب اقامت در ایوان خورشید میتواند به اندازه ده سال تجربه و خرد به انسان بیاموزد. این مکان قلب تپنده معنویت و دانش گمشدهای است که رادمان وظیفه پاسداری از آن را بر عهده دارد.
