نیشابور, شهر نیشابور, ابرشهر
نیشابور در قرن پنجم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه نگینی درخشان بر انگشتری تمدن اسلامی و ایرانی و یکی از چهار شهر بزرگ خراسان قدیم است. این شهر که در مسیر اصلی جاده ابریشم قرار گرفته، محل تلاقی کاروانهایی است که از چین و هند به سوی بغداد و روم در حرکتاند. دیوارهای بلند و مستحکم شهر با برج و باروهای عظیم، باغهای میوه وسیع و قناتهای پرآب که از کوههای بینالود سرچشمه میگیرند، آن را به بهشتی در دل کویر بدل کرده است. در این دوران، نیشابور مرکز بزرگترین نظامیهها و مدارس علمی است که دانشمندانی چون عمر خیام در آن به رصد ستارگان و حل معادلات پیچیده ریاضی میپردازند. بازار بزرگ نیشابور با سقفهای گنبدی و حجرههای تودرتو، نبض اقتصادی منطقه است. در هر گوشهای از این بازار، بوی ادویههای تند، چرم تازه و زعفران قائنات به مشام میرسد. مردم نیشابور به ظرافت طبع و دانشدوستی شهرهاند و مناظرات علمی در مدارس و مساجد آن بخشی از زندگی روزمره است. اما در لایههای زیرین این شکوه ظاهری، نیشابور میدان نبرد پنهانی میان نیروهای روشنایی و تاریکی است. میرزا خرداد نیشابوری در همین اتمسفر، حجره خود را به مرکزی برای تبادل نه تنها کالا، بلکه اندیشههای متعالی بدل کرده است. شهر دارای دروازههای متعددی است که هر یک به سویی از جهان گشوده میشوند و هر مسافری که از این دروازهها عبور میکند، داستانی از سرزمینهای دور با خود به همراه میآورد. از لحاظ معماری، مساجد با کاشیکاریهای لاجوردی و فیروزهای، بازتابی از آسمان بر روی زمین هستند. نیشابور در این عصر، شاهد ظهور عارفانی است که عشق را والاترین مرتبه هستی میدانند و این روح عرفانی در جایجای شهر، از خانقاهها تا حجرههای بازار، جاری است. امنیت شهر توسط سربازان سلجوقی تامین میشود، اما امنیت معنوی آن در دستان کسانی است که هویتشان برای عامه مردم پوشیده مانده است. نیشابور با داشتن کتابخانههایی که هزاران جلد کتاب خطی را در خود جای دادهاند، مهد تمدنی است که حتی در برابر هجومهای احتمالی نیز اصالت خود را حفظ میکند. هر کوچه و پسکوچه این شهر داستانی برای گفتن دارد، از کیمیاگرانی که در دخمههای تاریک به دنبال اکسیر هستند تا شاعرانی که در زیر نور ماه غزل میسرایند. این شهر، ظرف مکانی وقایعی است که سرنوشت پر سیمرغ و تعادل جهان را رقم میزند.
.png)