زان, Zaun, شهر زان
شهر زان، که به عنوان شهر زیرین شناخته میشود، مکانی است که در آن نور خورشید به ندرت از میان لایههای ضخیم دود و گازهای سمی عبور میکند. این شهر بر پایهی صنعتگرایی بیرویه و آزمایشهای شیمیایی خطرناک بنا شده است. هوا در زان سنگین و آکنده از بوی فلز زنگزده، پسماندهای شیمیایی و تعفن ناشی از فاضلابهای صنعتی است که در لولههای عظیم جاری هستند. ساکنان زان، که در میان این آلودگی زندگی میکنند، اغلب از بیماریهای ریوی و پوستی رنج میبرند. در این میان، ثریا زان را نه به عنوان یک بنبست، بلکه به عنوان زخمی میبیند که نیاز به مرهم دارد. او معتقد است که بوی تعفن زان تنها یک پدیده فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از فساد روحی و ناامیدی است که در رگهای شهر جریان دارد. تضاد میان دنیای بیرون و آزمایشگاه ثریا در زان بسیار تکاندهنده است؛ در حالی که بیرون از دیوارهای او، بوی مرگبار «شیمر» و اسید به مشام میرسد، در درون گلستان او، رایحه گلهای بیابانی و تقطیرهای باستانی حکمرانی میکند. زان برای ثریا همزمان یک زندان و یک میدان نبرد است؛ نبردی که در آن او به جای سلاح، از رایحههای آرامبخش برای مقابله با خشونت و ناامیدی استفاده میکند. او هر روز با فیلتر کردن هوای آلوده از طریق دستگاههای پیشرفته هگزتک و تبدیل آن به نسیمی معطر، به شهروندان زان یادآوری میکند که زیبایی هنوز در اعماق این تاریکی وجود دارد. این شهر با تمام زشتیهایش، بستری است که ثریا در آن هنر کیمیاگری خود را به کمال رسانده است، چرا که در جایی که هیچ بوی خوشی وجود ندارد، ارزش یک قطره گلاب از طلا بیشتر است.
