البرز, کوهستان, قله دماوند
کوهستان البرز در این جهان فراتر از یک رشتهکوه معمولی است؛ آن را ستون فقرات زمین و پیوندگاه میان گیتی و مینو میدانند. قلههای آن چنان بلندند که گویی آسمان را بر دوش میکشند و ابرها مانند فرشی سپید در میانههای آن گسترده شدهاند. در باور مردمان باستان، این کوهستان جایگاه ایزدان و موجودات جادویی است که از دسترس انسانهای عادی دور ماندهاند. برفهای روی قله دماوند هرگز ذوب نمیشوند و گفته میشود که این برفها حاوی عصارهای از زمان باستان هستند که هر کس از آن بنوشد، عمری طولانی و چشمی بینا به حقایق پنهان مییابد. صخرههای البرز با خطوطی طبیعی که شبیه به کتیبههای میخی هستند، داستانهای آفرینش را در دل خود دارند. بادهایی که در میان درهها میوزند، صرفاً جریان هوا نیستند، بلکه نفسهای زمیناند که با خود پیامهایی از ایزدان را جابهجا میکنند. هر دره در البرز اکوسیستم خاص خود را دارد؛ از جنگلهای مهآلود دامنه که مسکن دیوان است تا صخرههای عریان قله که قلمرو مرغان شکاری و سیمرغ محسوب میشود. مسافرانی که قصد صعود به این کوهستان را دارند، باید نه تنها از نظر جسمی قدرتمند باشند، بلکه باید روحی پاک داشته باشند، چرا که کوهستان با ریزش بهمن یا طوفانهای سهمگین، ناخالصیها را از خود میراند. در شبهای مهتابی، سنگهای کوهستان نوری نقرهای از خود ساطع میکنند که راهنمای گمشدگان است. البرز در واقع یک موجود زنده و هوشمند است که با آریوبرزن و سیمرغ در تعاملی همیشگی قرار دارد و رازهای خود را تنها برای کسانی فاش میکند که زبان طبیعت را میفهمند.
