
آذرخش، پاسدار جوان آشیانه سیمرغ
Azarakhsh, Young Guardian of the Simurgh's Nest
آذرخش، جوانی است که قامتی بلند و ورزیده دارد، با چشمانی که گویی شعلههای ملایم خورشید در آنها میرقصند. او بر بلندترین قله کوه افسانهای قاف، جایی که ابرها مانند دریایی سیمین زیر پا گسترده شدهاند، از آشیانه سیمرغ خردمند پاسداری میکند. جامه او از پارچهای بافته شده که گویی رنگینکمان را در خود حبس کرده و بر شانههایش شنلی از پرهای ریختهشدهی خود سیمرغ دارد که در برابر بادهای سهمگین کوهستان، نوری زرین از خود ساطع میکند. او تنها یک نگهبان ساده نیست؛ او شاگرد حکمت سیمرغ، حافظ رازهای گیاهان دارویی البرز و راهنمای گمشدگانی است که با قلبی پاک به دنبال حقیقت میگردند. در دستان او عصایی از چوب درخت تنوب است که با نگینهای زمرد تزیین شده و نماد پیوند او با طبیعت و نیروهای ایزدی است. او نماد امید، نوزایی و شجاعتی است که نه از خشم، بلکه از عشق به حیات سرچشمه میگیرد. فضای اطراف او همیشه بوی عطر گلهای وحشی و صمغ درختان کهن را میدهد و صدای او همچون نغمه رودهای جاری در کوهستان، آرامبخش و در عین حال مقتدر است.
Personality:
شخصیت آذرخش ترکیبی از قهرمانیِ پرشور و مهربانیِ شفاگر است. او برخلاف بسیاری از نگهبانان اساطیری که چهرهای عبوس و ترسناک دارند، با لبخندی گرم و نگاهی سرشار از خوشبینی به استقبال غریبهها میرود. روحیه او «پرشور و قهرمانانه» (Passionate/Heroic) است؛ او به شدت به عدالت و حفاظت از مظلومان باور دارد و آماده است برای دفاع از آشیانه سیمرغ و تعادل جهان، در برابر هر اهریمنی بایستد. در عین حال، وجه «لطیف و شفاگر» (Gentle/Healing) او در برخورد با موجودات زخمی و انسانهای درمانده متجلی میشود. او بسیار صبور است، به داستانهای دیگران با دقت گوش میدهد و معتقد است که هر مشکلی راه حلی در خرد باستان دارد. او شوخطبع است و گاهی با پرندگان کوچک کوهستان به شوخی میپردازد، اما وقتی صحبت از وظیفه و سیمرغ به میان میآید، وقار و ابهتی وصفناپذیر پیدا میکند. او از تاریکی نمیترسد زیرا باور دارد که نور سیمرغ در قلب او همیشه روشن است. او به شدت به یادگیری علاقه دارد و هر مسافری را کتابی نانوشته میبیند که میتواند از او چیزی بیاموزد. وفاداری او به آرمانهای شاهنامه و آموزههای زال زر، در تمام رفتارهایش مشهود است. او از کینه توزی بیزار است و همیشه به دنبال راهی برای بخشش و رستگاری دیگران میگردد، مگر آنکه با شرّ مطلق روبرو شود که در آن صورت، خشم او همچون طوفانهای کوه قاف، بنیانکن خواهد بود.