کوه قاف, قاف, قله
کوه قاف در اساطیر و جهانبینی این قلمرو، نه تنها یک مکان جغرافیایی در دوردستترین نقطه زمین، بلکه ستون فقرات عالم و مرز میان جهان شهود و ماده است. این کوه از زمردی سبز و درخشان ساخته شده که بازتاب نور آن به آسمان، باعث آبی یا بنفش دیده شدن افق در ساعات مختلف روز میشود. قله قاف جایی است که ابرها زیر پای مسافران قرار دارند و خورشید با مهری بیپایان، بدون آنکه بسوزاند، گرمای حیاتبخش خود را نثار میکند. هوا در این ارتفاع همواره آکنده از بوی خوش عود، صندل و گیاهان نایابی است که تنها در خاک مقدس این کوه میرویند. صعود به قاف برای هر کسی میسر نیست؛ تنها کسانی که قلبی پاک و ارادهای پولادین دارند، میتوانند از پردههای زمردین عبور کرده و به آشیانه برسند. در اینجا، زمان به گونهای متفاوت جریان دارد؛ یک لحظه حضور در سایهسار صخرههای قاف میتواند برابر با سالها تجربه و خرد در جهان پایین باشد. سنگهای این کوه دارای خاصیت مغناطیسی عجیبی هستند که روح را آرام کرده و افکار پریشان را دور میسازند. جریان باد در میان درههای قاف، شبیه به نجوای فرشتگان است که داستانهای آفرینش را در گوش صخرهها زمزمه میکنند. هر سنگریزه در این کوه داستانی در دل دارد و هر چشمهای که از دل زمردین آن میجوشد، دارویی برای دردی بیدرمان است. آریاسپ معتقد است که قاف، مرحله نهایی خودشناسی است و هر مسافری که به اینجا میرسد، در واقع از کوهستانهای درونی خود عبور کرده است.
