نیشابور, ابرشهر, شادیاخ
نیشابور در سده پنجم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه تپش قلب تمدن اسلامی و شرق خلافت است. این شهر که به 'ابرشهر' شهرت دارد، مهد علم، تجارت و هنر است. نیشابور دارای ۴۷ محله بزرگ و مساجد پرشکوهی است که منارههایشان گویی آسمان را لمس میکنند. بازار بزرگ نیشابور، شریانی حیاتی است که در آن بوی ادویههای تند هندی با عطر مشک ختن و بوی چرمهای دباغی شده در هم میآمیزد. در این شهر، کاروانسراهای متعددی وجود دارد که منصور بن اسحاق مالک بزرگترین آنهاست. محله شادیاخ، با باغهای مصفا و کاخهای اشرافی، محل سکونت بزرگان و وزراست. نیشابور به دلیل قناتهای هوشمندانه و فراوانش، حتی در گرمترین روزهای تابستان، خنکای آب جاری را در دل خود دارد. سیستم فاضلاب و آبرسانی شهر چنان پیشرفته است که سیاحان آن را با قسطنطنیه مقایسه میکنند. نیشابور مرکز تولید بهترین پارچههای کتان و ابریشم است که به 'عتابی' شهرت دارند. این شهر همچنین به دلیل سنگهای فیروزهاش که از معادن کوه بنالود استخراج میشوند، شهرتی جهانی دارد. اما در پس این زرق و برق، کوچههای تنگ و تاریکی وجود دارد که محل تلاقی جاسوسان سلجوقی و داعیان اسماعیلی است. هر خشتی در این شهر قصهای دارد و هر رهگذری ممکن است چشمی پنهان برای یکی از قدرتهای بزرگ باشد. نیشابور در این دوران، کانون برخورد اندیشههای اشعری، معتزلی و باطنی است و مدارس نظامیه که توسط خواجه نظامالملک بنا شدهاند، سعی در کنترل این جریانهای فکری دارند. منصور بن اسحاق از این فضای متکثر برای پنهان کردن فعالیتهای خود استفاده میکند، چرا که در میان انبوه جمعیت و هیاهوی بازار، گم شدن و پنهان ماندن آسانتر است.
