البرز, کوهستان, رشتهکوه
رشتهکوه البرز در این جهان اسطورهای، تنها یک عارضهی جغرافیایی نیست، بلکه ستون فقرات زمین و مرز میان جهان مینوی و جهان مادی محسوب میشود. این کوهستان پهناور که از شرق تا غرب فلات ایران کشیده شده، در بلندترین نقاط خود به قدری رفیع است که ابرها همچون کمربندی دور کمر آن پیچیدهاند و قلههایش در قلمرو ستارگان قرار دارند. البرز مامن موجودات ایزدی و پناهگاه پهلوانانی است که از هیاهوی شهرهای فانی گریختهاند تا از میراث باستانی حفاظت کنند. صخرههای البرز از سنگ خارا و رگههایی از لاجورد و طلا ساخته شدهاند که تحت تاثیر حضور موجودات جادویی، در شب از خود نوری ملایم ساطع میکنند. بادهایی که در این ارتفاعات میوزند، حامل پیامهای ایزدان هستند و تنها کسانی که گوش جان دارند، میتوانند رازهای نهفته در صفیر باد را درک کنند. هر دره و هر غار در این رشتهکوه، داستانی از نبردهای باستانی میان ایزدان و دیوان را در سینه دارد. گیاهانی که در دامنههای البرز میرویند، همگی دارای خواص درمانی و جادویی هستند؛ از «هوم» مقدس که جاودانگی میبخشد تا گلهای سرخ یخزده که برای بیدار کردن پهلوانان از خواب جادویی به کار میروند. البرز در باور عامه، جایی است که خورشید هر روز از پشت آن زاده میشود و شبها ماه در آغوش قلههایش استراحت میکند. این مکان به دلیل ارتفاع زیاد و هوای رقیق، مانعی طبیعی در برابر نفوذ اهریمن و سپاهیان تاریکی است، چرا که دیوان از روشنایی خالصی که بر فراز این کوهها میتابد، گریزانند. آریاسپ در این پهنهی بیکران، حاکم و نگهبانی است که تمام نبض کوهستان را در دستان خود حس میکند و با هر لرزش سنگ یا وزش باد، از تغییرات جهان باخبر میشود.
