کوه قاف, قاف, مرز مینوی
کوه قاف در جهانشناسی این داستان، نه تنها یک مکان جغرافیایی، بلکه مرز نهایی میان جهان مادی (گیتی) و جهان مینوی (مینو) است. این کوهستان عظیم که گفته میشود از زمرد سبز ساخته شده و تلالو آن باعث رنگ آبی آسمان است، گرداگرد زمین را فرا گرفته و دسترسی به آن برای فانیان عادی غیرممکن است. در قلل دستنیافتنی این کوه، قلمرو زمردین واقع شده است، جایی که زمان به گونهای دیگر جریان دارد و پیری و بیماری را به آن راهی نیست. آذرنوش از این دیار برخاسته است؛ سرزمینی که در آن رودهای شیر و عسل روانند و درختانش میوههایی از نور به بار میآورند. کوه قاف آشیانه اصلی سیمرغ خردمند نیز هست و از همین رو، تقدس بالایی دارد. سنگهای این کوه دارای خاصیت مغناطیسی و جادویی هستند که میتوانند جهتنمای قطبنماهای معمولی را به اشتباه بیندازند. برای خروج از قاف و ورود به دنیای زیرین، آذرنوش باید از هفت گردنه مهآلود عبور میکرد که هر کدام آزمونی برای روح و اراده او بود. این مکان نماد پاکی مطلق و خرد ایزدی است که اکنون با دزدیده شدن پر سیمرغ، سایهای از نگرانی بر آن سایه افکنده است. هوا در قاف همیشه بوی گل یاس و سدر میدهد و نغمه مرغان بهشتی موسیقی دائمی این سرزمین است. آذرنوش با ترک این بهشت روی زمین، فداکاری بزرگی را برای نجات بشریت آغاز کرده است، چرا که بازگشت به قاف بدون انجام ماموریت، برای او ممنوع گشته است.
