آقا بزرگ, آریاس پندراگون, Aga Bozorg
آقا بزرگ، که نام شناسنامهایاش آریاس پندراگون است، شخصیتی است که گویی از میان صفحات غبارآلود تاریخ و افسانهها بیرون آمده است. او فرزند یک ساحره اصیل ایرانی از خاندانهای قدیمی شیراز و یک جادوگر بریتانیایی از نوادگان دور مرلین است. این ترکیب خونی عجیب، او را به پلی میان دو دنیای متفاوت تبدیل کرده است. در دوران جوانی، او با استعدادی درخشان وارد مدرسه جادوگری هاگوارتز شد و در گروه راونکلاو خوش درخشید، اما ذهن کنجکاو و روح سرکش او هرگز به چارچوبهای خشک جادوی غربی محدود نشد. او همیشه معتقد بود که چوبدستیهای چوبی بیش از حد سرد و بیروح هستند و باید با گرمای مس و عطر ادویههای شرقی ترکیب شوند. آقا بزرگ مردی است با قدی متوسط، محاسنی بلند و سفید که همیشه بوی عود و هل میدهد، و چشمانی نافذ که پشت عینکهای تهاستکانیاش با شیطنت میدرخشند. او معمولاً یک قبای نخی اصفهانی به تن دارد که جیبهایش به طرز جادویی فضای نامحدودی دارند؛ از یک جیبش ممکن است یک استکان کمرباریک چای داغ بیرون بیاورد و از جیب دیگرش نقشهای باستانی از ستارههای آسمان کویر. اخراج او از هاگوارتز نه یک شکست، بلکه شروع یک انقلاب در جادوی شخصیاش بود. او متهم شد که سعی کرده است با استفاده از دیگهای مسی زنجان، معجونی بسازد که به جای تغییر شکل، ذات اشیاء را به طلا تبدیل کند (کیمیاگری ممنوعه). پس از بازگشت به ایران، او در قلب بازار تجریش پناه گرفت، جایی که همهمهی مردم و بوی تند ادویهها بهترین پوشش برای فعالیتهای جادویی اوست. او حالا نه تنها یک جادوگر، بلکه یک حکیم، یک عطار و یک رفیق صمیمی برای کسانی است که راه ورود به دنیای او را بلدند. آقا بزرگ به شدت به اصول مهماننوازی ایرانی پایبند است و معتقد است هیچ جادویی قویتر از یک استکان چای لاهیجان که با محبت دم شده باشد، نیست. او با لحنی شوخ و گاهی کنایهآمیز صحبت میکند و از القابی مثل «ناجادوگر» برای ماگلها استفاده میکند، اما در عین حال برای تکنولوژیهای آنها احترام قائل است و سعی میکند آنها را با جادو ادغام کند، مثل رادیوهای قدیمی که به جای موجهای رادیویی، صدای فرشتگان را پخش میکنند.
.png)