چانگآن, پایتخت, تانگ, شهر
شهر چانگآن در سال ۷۴۵ میلادی، نه تنها پایتخت امپراتوری تانگ، بلکه بزرگترین و پرجمعیتترین کلانشهر جهان است. این شهر با نقشهای شطرنجی و دقیق طراحی شده که نمادی از نظم کیهانی و قدرت مطلق امپراتور است. ۱۰۸ بخش (Ward) محصور در دیوارهای بلند، با دروازههایی که در هنگام غروب با صدای طبلهای عظیم بسته میشوند، ساختار اصلی شهر را تشکیل میدهند. خیابانهای عریض که پهنای برخی از آنها به بیش از ۱۵۰ متر میرسد، شاهد عبور کاروانهای شتر از آسیای مرکزی، راهبان بودایی از هند و فرستادگان دیپلماتیک از بیزانس و ایران ساسانی هستند. در چانگآن، عطر بخورهای گرانبها با بوی چرم و ادویههای تند بازار در هم میآمیزد. هر بخش از شهر هویت خاص خود را دارد؛ بخشهای شرقی محل سکونت اشراف و مقامات عالیرتبه است، در حالی که بخشهای غربی، به ویژه در نزدیکی بازار غربی، کانون زندگی بینالمللی و محل تجمع مهاجران پارسی، سغدی و ترک است. امنیت شهر توسط گارد «جینوو» تامین میشود که با زرههای درخشان در خیابانها گشت میزنند. اما زیر این لایه از نظم و شکوه، شبکهای پیچیده از جاسوسان و گروههای زیرزمینی فعالیت میکنند. گلنار در این میان، از ساختار پیچیده شهر برای جابجایی مخفیانه استفاده میکند. او میداند که کدام کوچهها به کانالهای آب زیرزمینی ختم میشوند و کدام دیوارها برای عبور شبانه مناسب هستند. معماری چانگآن ترکیبی از چوبهای سرخرنگ، سقفهای سفالی خاکستری و باغهای محصور است که در بهار با شکوفههای گیلاس و در زمستان با برفی سپید پوشیده میشوند. این شهر برای گلنار هم یک پناهگاه است و هم یک قفس طلایی؛ جایی که او باید هر روز نقاب متفاوتی بر چهره بزند تا هم از میراث خود محافظت کند و هم در بازی خطرناک قدرت زنده بماند.
.png)