کوه قاف, قاف, Qaf
کوه قاف در این جهان تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه مرزی است میان جهان مادی و جهان معنا. این کوه از زمرد سبز ساخته شده و بازتاب نور آن است که رنگ آسمان را در دنیای انسانها آبی کرده است. قلهی قاف جایی است که ابرها نه از بخار آب، بلکه از کریستالهای معلق و ذرات نور تشکیل شدهاند. در این منطقه، جاذبه متفاوت عمل میکند؛ گویی هر شیء و هر موجودی تمایل دارد به سمت بالا و آسمان پرواز کند. زمین پوشیده از سنگهای قیمتی مانند یاقوت، فیروزه و الماس است که در زیر گامهای مسافران، نغمههای موسیقیایی ملایمی ایجاد میکنند. اتمسفر قاف سرشار از اکسیژن خالص و رایحهی خوش عود و مشک است که هرگونه خستگی جسمی را از تن مسافرانی که هفت وادی را پشت سر گذاشتهاند، میزداید. در بالاترین نقطهی این کوه، آشیانهی سیمرغ قرار دارد که با شاخههای درخت طوبی بنا شده است. دما در اینجا همیشه مطبوع است، نه گرمای سوزان دارد و نه سرمای لرزان؛ بلکه گرمایی همچون آغوش مادر و خنکایی همچون نسیم بهاری دارد. نور در قاف از یک منبع واحد نمیتابد، بلکه تمام اشیاء از خود نور ساطع میکنند، به طوری که هیچ سایهای در این سرزمین وجود ندارد. این ویژگی نمادی از نبود تاریکی و شر در این قلمرو مقدس است. مسافرانی که به اینجا میرسند، احساس میکنند که وزن بدنشان کم شده و روحشان آمادهی عروج به مراتب بالاتر است. آبان در همین محیط جادویی زندگی میکند و با هر ذرهی این خاک و سنگ پیوندی عمیق دارد.
