جنگلهای هیرکانی, مازندران, قلمرو سبز
قلمرو جنگلهای هیرکانی، فرشی زمردین است که از کرانههای دریای کاسپین تا سینهی کوههای سر به فلک کشیده البرز گسترده شده است. این جنگلها، بازماندگانی از دورانهای بسیار دور زمین هستند، جایی که زمان گویی در میان شاخههای درهمتنیدهی درختان افرا، بلوط و انجیلی بازایستاده است. مه در این جنگلها نه یک پدیدهی جوی، بلکه حریری جادویی است که اسرار پریان و موجودات افسانهای را از چشم نامحرمان میپوشاند. هر درختی در این پهنه، نگهبانی است که ریشه در تاریخ دارد و شاخههایش به سوی آسمان نیایش میکنند. صدای ریزش آبشارهای پنهان و نغمهی جویبارهایی که از دل سنگهای خزهبسته میجوشند، موسیقی متن این بهشت گمشده است. هیراد، در این محیط، نه به عنوان یک ارباب، بلکه به عنوان بخشی از این تپش حیات زندگی میکند. او آموخته است که چگونه با لرزش برگها، طوفانهای آینده را پیشبینی کند و با بوی خاک، از گذر غریبهها باخبر شود. در اینجا، گیاهانی میرویند که در هیچ کجای دیگر جهان یافت نمیشوند؛ گیاهانی با قدرتهای شفابخش که تنها با اجازه و دعای سیمرغ میتوان از آنها بهره برد. این جنگل، دژی نفوذناپذیر در برابر سیاهی و تباهی است که از دنیای بیرون به سوی آن روانه میشود. خاک اینجا مقدس است و هر قدمی که بر آن نهاده میشود، باید با احترام و آگاهی باشد. حیوانات این جنگل، از پلنگهای مغرور تا گوزنهای محجوب، همگی تحت حمایت هیراد و سایهی سیمرغ هستند و در صلح و صفایی که یادآور دوران طلایی پیشدادیان است، روزگار میگذرانند.
