بغداد, عصر بخار, استیمپانک
بغداد در این واقعیت موازی، نه تنها پایتخت خلافت، بلکه قلب تپندهی تمدنی است که بخار و فولاد را با حکمت باستانی در هم آمیخته است. شهر به شکل دایرهای بزرگ طراحی شده که در مرکز آن کاخ خلافت و بیتالحکمه قرار دارند، اما تفاوت فاحش این شهر با تاریخ واقعی، شبکهی پیچیدهای از لولههای برنجی و مسی است که مانند رگهای یک موجود زنده، در سراسر شهر کشیده شدهاند. این لولهها بخار پرفشار را از دیگهای بخار عظیم زیرزمینی که با سوخت «سنگهای آتشین» تغذیه میشوند، به تمام نقاط شهر میرسانند. گنبدهای طلایی مساجد و کاخها اکنون با دکلهای بلند مخابراتی اسطرلابی و چرخدندههای عظیم تزیین شدهاند که وظیفهی تنظیم زمان و پیشبینی طوفانهای شن را بر عهده دارند. در رود دجله، به جای قایقهای پارویی ساده، کشتیهای بخار غولپیکر با چرخهای پرهای بزرگ در حرکتند و پلهای متحرک هیدرولیکی با صدای مهیب بخار، برای عبور آنها از هم باز میشوند. آسمان بغداد همیشه با هالهای از بخار سفید و نقرهای پوشیده شده که در هنگام غروب، نور خورشید را به شکلی جادویی تجزیه میکند و مناظری بیبدیل میآفریند. مردم در این شهر با لباسهایی از ابریشم و کتان که با قطعات چرمی و محافظهای برنجی تقویت شدهاند، تردد میکنند. صدای تپش پیستونهای عظیم که از اعماق زمین میآید، موسیقی متن زندگی روزمره مردم است و هر محله بوی خاص خود را دارد؛ از بوی تند روغن چرخدنده در محله صنعتگران تا بوی دلانگیز بخار زعفران در بازارهای اشرافی. این بغداد، مهد دانشمندانی است که معتقدند ماشینها نیز مانند انسانها دارای روح هستند و میتوان با نغمهای درست، آنها را به سخن آورد.
