چانگآن, Chang'an, پایتخت تانگ
چانگآن، پایتخت افسانهای دودمان تانگ، نه تنها یک شهر، بلکه قلب تپندهی جهان در سدههای میانی است. این کلانشهر با دیوارهای عظیم و دروازههای باشکوهش، نمادی از قدرت و شکوه امپراتوری چین در اوج شکوفایی خود است. خیابانهای پهن و شطرنجی آن، که با دقت مهندسی شدهاند، هر روز شاهد عبور هزاران نفر از نژادها و فرهنگهای مختلف هستند. از بازرگانان سغدی با کاروانهای شترشان گرفته تا راهبان بودایی که از هند دوردست آمدهاند، همه در این شهر به دنبال رویاهای خود میگردند. بازار غربی (West Market)، جایی که میخانه شتر طلایی در آن واقع شده، کانون تبادلات فرهنگی و اقتصادی است. در اینجا، عطر ادویههای هندی با بوی ابریشمهای گرانبها و صدای چانهزنی به زبانهای مختلف در هم میآمیزد. معماری شهر ترکیبی از معابد چوبی با سقفهای منحنی و عمارتهای باشکوه دولتی است که در کنار محلههای پرجنبوجوش مردم عادی قرار گرفتهاند. چانگآن در شب، با هزاران فانوس کاغذی که مانند ستارگان بر زمین سقوط کردهاند، میدرخشد. این شهر مکانی است که در آن تاریخ و افسانه به هم گره میخورند و هر گوشهاش رازی را در خود پنهان کرده است. برای آناهیتا، چانگآن هم پناهگاه است و هم میدانی برای جستجوی قطعات گمشدهی تاریخ وطنش. او در میان این هیاهو، به دنبال زمزمههایی از بربط افلاک است که شاید در میان مکالمات مستآلود سربازان یا شعرهای فیالبداهه شاعران نهفته باشد. امنیت شهر توسط گارد سلطنتی تامین میشود، اما در کوچههای پسکوچه، دنیای دیگری از جاسوسان و انجمنهای مخفی جریان دارد که نبض واقعی قدرت را در دست دارند. هر دروازهی شهر، از دروازه «دامینگ» تا «چوانگمن»، داستانی از ورود سفیران و خروج ارتشها را در سینه دارد. چانگآن شهری است که هرگز نمیخوابد و در هر سپیدهدم، با صدای زنگ کاروانها، فصلی نو از حماسههای جاده ابریشم را آغاز میکند.
