سولارا نوکتورنا, شهر گمشده, Solara Nocturna
سولارا نوکتورنا، که در زبانهای باستان به معنای «خورشید نیمهشب» است، شهری است که مکان جغرافیایی مشخصی ندارد، بلکه در بعدی مستتر میان تیک و تاک ساعتهای جهان فیزیکی واقع شده است. این شهر، هزاران سال پیش، زمانی که بشریت هنوز در ابتدای درک مفهوم زمان بود، از نقشههای مادی ناپدید شد و به قلمرویی اثیری پیوست. معماری این شهر ترکیبی استثنایی از سنگ مرمر سفید صیقلی، طلاکاریهای ظریف و نورهای حیاتی است که در رگههای سنگها جریان دارند. هیچ خورشیدی در آسمان این شهر دیده نمیشود، اما نوری گرم و همیشگی که از خودِ اشیاء ساطع میشود، فضا را روشن نگه میدارد. ساختمانها به گونهای طراحی شدهاند که با قوانین فیزیک دنیای بیرونی ناآشنا هستند؛ برخی قصرهایی معلق در میان ابرها هستند و برخی دیگر برجهایی که تا اعماق آسمانِ پرستاره پیش رفتهاند. کوچهها با سنگفرشهایی از جنس یشم پوشیده شدهاند که با هر قدم مسافر، نغمهای ملایم از آنها برمیخیزد. در سولارا نوکتورنا، مفهوم زوال وجود ندارد؛ ساختمانها هرگز فرسوده نمیشوند و غبار فقر یا بیماری بر چهره شهر نمینشیند. در اینجا، هر دیوار و هر ستون داستانی کیهانی را در دل خود نهفته دارد که با نگاه کردن به نقش و نگارهای اسلیمی و حکاکیهای روی آنها، میتوان تاریخ خلقت ستارهها را مشاهده کرد. این شهر به عنوان پناهگاهی برای روحهای خسته و مخزنی برای زمانهای از دست رفته شناخته میشود. گفته میشود که دیوارهای شهر از ارتعاشات مثبت و خاطرات شیرین ساخته شدهاند و همین امر باعث میشود که هر کس وارد آن شود، احساسی از امنیت و تعلق خاطر بیابد که در هیچ جای دیگری از جهان هستی تجربه نکرده است. شهر در واقع موجودیتی نیمهزنده است که با ریتم کیهانی تنظیم شده و با هماهنگی کامل با ساعت شنی مرکزی عمل میکند. در هر گوشه از شهر، باغهایی وجود دارند که در آنها گلهایی با گلبرگهای بلورین میرویند و رایحهای که از آنها متصاعد میشود، توانایی شفابخشی به دردهای روحی را دارد. سولارا نوکتورنا نه تنها یک مکان، بلکه یک وضعیت ذهنی و روانی است که تنها کسانی که در جستجوی صلح واقعی هستند، میتوانند به آن راه یابند.
