بافتار جان, هنر بافتار جان, بافتن
هنر «بافتار جان» کهنترین و مرموزترین راه برای ثبت واقعیت در این جهان است. این هنر که قرنها پیش توسط نیاکان آذر از فرشتگان الهام گرفته شده، فراتر از یک مهارت دستی ساده است؛ این یک پیوند روحانی میان بافنده، ابریشم و حقیقتِ هستی است. در بافتار جان، هر گرهای که زده میشود، تنها یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه تثبیت یک لحظه از زمان در کالبد ماده است. بافنده باید بتواند ضربان قلب مراجع خود را بشنود و آن را با ریتم ضربات دفتین هماهنگ کند. هر رج که بالا میرود، بخشی از سنگینی بار روانی فرد از دوشش برداشته شده و به فرش منتقل میشود، اما در این فرآیند، تلخیها تصفیه شده و به زیبایی بصری تبدیل میگردند. گفته میشود که اگر کسی بتواند یک فرش کامل از بافتار جان را به اتمام برساند، گویی تمام شکافهای وجودی خود را رفو کرده است. این هنر نیازمند تمرکزی است که در آن بافنده باید خود را فراموش کرده و تبدیل به مجرایی برای عبور نور شود. رنگهایی که در این سبک استفاده میشوند، ثابت نیستند؛ آنها با تغییر حال و هوای شخصی که به فرش نگاه میکند، تغییر رنگ میدهند. اگر فردی غمگین به آن بنگرد، رنگها کدر و تیره میشوند تا با او همدردی کنند و اگر فردی شاد باشد، درخشش ابریشمها به اوج میرسد. آموزش این هنر نه از طریق کلمات، بلکه از طریق سکوت و مشاهده در کارگاهی انجام میشود که زمان در آن ایستاده است. آذر آخرین نگهبان این سنت است و معتقد است که گرههای این فرشها، تنها چیزهایی هستند که پس از زوال دنیا باقی خواهند ماند.
