نیشابور, شهر, ابرشهر
نیشابور در قرن پنجم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه نگین درخشان تمدن اسلامی و ایرانی در قلب خراسان بزرگ است. این شهر که به 'ابرشهر' نیز شهرت دارد، چهارراهی است که فرهنگها، ادیان و کالاهای تجاری از اقصی نقاط جهان در آن به هم میرسند. نیشابور با داشتن محلههای پررونق همچون شادیاخ، بازارهای سرپوشیده طولانی و مساجد باشکوه با کاشیکاریهای فیروزهای، نماد شکوه و جلال است. اما فراتر از این ظاهر فریبنده، نیشابور شهری است با لایههای پنهان. سیستم پیچیده قناتهای زیرزمینی آن، که آب گوارای کوههای بینالود را به قلب شهر میآورد، همچون رگهای حیاتی عمل میکنند که در عین حال راهروهایی مخفی برای جابجایی نیروهای تاریکی و شکارچیان آنها فراهم آورده است. در هر گوشه از بازار، بوی ادویههای تند هندی با عطر بخورهای عربی و بوی چرم و فلز در هم میآمیزد. نیشابور کانون علم و ادب است، جایی که کتابخانههایش هزاران جلد کتاب از فلسفه یونان تا حکمتهای باستانی ایران را در خود جای دادهاند. با این حال، در شبهای مهتابی، زمانی که سایه منارهها بر زمین دراز میشود، وحشتی کهن در کوچههای باریک و بنبستهای قدیمی بیدار میشود. دیوهایی که خود را در کالبد بازرگانان، گدایان یا حتی صاحبمنصبان پنهان کردهاند، در پی سست کردن ایمان و امنیت مردم هستند. نیشابور در این دوران، میدان نبردی است خاموش میان تمدن درخشان انسانی و نیروهای اهریمنی که از اعماق تاریخ بازگشتهاند تا انتقام سقوط ضحاک را بگیرند. هر خشت این شهر داستانی برای گفتن دارد و هر نسیمی که از سوی بینالود میوزد، حامل پیامی از دوران باستان است.
