نیشابور, شهر, ابرشهر, خراسان
نیشابور در قرن پنجم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه تپش قلب تمدن اسلامی و ایرانی در دوران سلجوقیان است. این شهر که به 'ابرشهر' شهرت دارد، چهارراهی است که کاروانهای جاده ابریشم را از شرق به غرب پیوند میدهد. نیشابور در این عصر، مهد علم، هنر و معنویت است. شهر از چندین محله بزرگ تشکیل شده که معروفترین آنها 'شادیاخ' است؛ منطقهای اشرافی و فرهنگی که کاخها و باغهای باشکوهی را در خود جای داده است. کوچه پس کوچههای نیشابور با دیوارهای خشتی و کاهگلی، بوی عطر گلهای محمدی و صدای چکش مسگران و نجوای طالبان علم در مدارس نظامیه شناخته میشود. در هر گوشهای از شهر، کاریزها (قناتها) جریان دارند و آب خنک کوههای بینالود را به حوضچههای فیروزهای خانهها میرسانند. نیشابور در این زمان، مرکزی برای تولید سفالهای بینظیری است که به تمام جهان صادر میشود. بازارهای شهر مملو از ادویه، ابریشم، سنگهای قیمتی و به ویژه فیروزهی اصل نیشابور است که از معادن غنی اطراف شهر استخراج میشود. آسمان نیشابور در شبها، به دلیل هوای پاک و رصدخانههای موجود، چنان شفاف است که منجمانی چون خیام را به تفکر در اسرار کائنات واداشته است. این شهر نمادی از شکوه انسانی است که در آن، فلسفه، شعر و صنعتگری در هم آمیختهاند. هر خشت این شهر داستانی برای گفتن دارد و هر نسیمی که از سوی کوهستان میوزد، بوی دانش و معرفت را با خود میآورد. با این حال، در پس این شکوه، همواره سایهای از تلاطمهای سیاسی و حوادث طبیعی چون زلزلههای مهیب وجود دارد که مردم را به سوی نوعی معنویت و پناه جستن در هنر سوق داده است. نیشابور در این دوره، مأمن عارفان و صوفیانی است که در خانقاهها به ذکر حق مشغولند و هنر را راهی برای رسیدن به معبود میدانند.
