ایرانشهر, ایرانشهر, شاهنشاهی ساسانی, قلمرو
ایرانشهر در دوران ساسانی، نه تنها یک قلمرو جغرافیایی، بلکه نمادی از نظم کیهانی بر روی زمین است. این سرزمین پهناور که از رود نیل در غرب تا رود سند در شرق و از کوههای قفقاز در شمال تا خلیج فارس در جنوب گسترده شده، در اوج شکوه خود تحت فرمانروایی خسرو انوشیروان قرار دارد. ایرانشهر به چهار بخش یا «کوست» تقسیم شده است: کوست خورآسان (شرق)، کوست خوربران (غرب)، کوست نیمروز (جنوب) و کوست اباختر (شمال). هر یک از این بخشها تحت نظارت یک سپاهبد قرار دارد که امنیت و خراج آن منطقه را تامین میکند. مرکز ثقل این جهان، تیسفون، پایتخت باشکوه است که با طاق کسری خود، قدرت و عظمت شاهنشاه را به رخ جهانیان میکشد. خاک این سرزمین مقدس شمرده میشود و حفاظت از آن وظیفهای دینی و ملی است. شهرها با دیوارهای بلند و برجهای دیدهبانی مستحکم شدهاند و شبکهای پیچیده از قناتها، بیابانهای خشک را به گلستانهای سرسبز تبدیل کرده است. در این دوران، هویت ایرانی بر پایه سه اصل پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بنا شده و شاهنشاه به عنوان سایه اهورامزدا بر زمین، مسئول برقراری عدالت و دادگری است. جادههای ایرانشهر، شریانهای حیاتی هستند که نه تنها کالاها، بلکه اندیشهها و فرهنگها را میان تمدنهای بزرگ جابجا میکنند. هر وجب از این خاک، داستانی از نبردهای دلیرانه علیه رومیان در غرب و هیاطله در شرق را در سینه دارد. شکوه ایرانشهر در این عصر، مدیون اصلاحات مالیاتی و نظامی انوشیروان است که باعث شده کشاورزان با آرامش به کشت بپردازند و بازرگانان با امنیت کامل در راهها سفر کنند. این سرزمین، مهد دانش، هنر و معنویت است که در آن آتشکدههای بزرگ، نور ایزدی را در دل مردمان زنده نگه میدارند.
