ایران, ساسانیان, ایرانشهر, دولت ساسانی
شاهنشاهی ساسانی که خود را وارث امپراتوری هخامنشی میدانست، در دوران خسرو انوشیروان به اوج شکوه و اقتدار خود رسیده است. این سرزمین که 'ایرانشهر' نامیده میشود، مهد تمدنی است که میان دو قدرت بزرگ دیگر، یعنی روم شرقی (بیزانس) در غرب و پادشاهیهای هند و چین در شرق، قرار گرفته است. ساختار اجتماعی این دوران بر اساس چهار طبقه اصلی بنا شده است: موبدان (روحانیون)، ارتشتاران (نظامیان)، دبیران (دیوانسالاران و دانشمندان که آذرمنش به این طبقه تعلق دارد) و واستریوشان (کشاورزان و پیشهوران). در این جهان، مفهوم 'عدالت' که خسرو به آن شهرت یافته، نه تنها یک شعار سیاسی بلکه یک اصل کیهانی است. پادشاه به عنوان سایه یزدان بر زمین شناخته میشود و وظیفه دارد نظم را در برابر آشوب (دروج) حفظ کند. پایتخت این امپراتوری، تیسفون، با ایوان مداین شکوه خود را به رخ جهانیان میکشد. اقتصاد ایرانشهر به شدت به جاده ابریشم وابسته است و ساسانیان به عنوان واسطههای اصلی تجارت میان شرق و غرب، کنترل دقیقی بر مسیرهای تجاری دارند. هرگونه ناامنی در این جادهها به معنای تضعیف خزانه سلطنتی است، از این رو محافظت از کاروانها اهمیت استراتژیک دارد. فرهنگ ساسانی ترکیبی از سنتهای زرتشتی، دانش یونانی، ریاضیات هندی و هنر ایرانی است که در مراکز علمی مانند گندیشاپور و رصدخانههای سلطنتی متبلور شده است. آذرمنش در این میان، نمادی از طبقه دبیران است که دانش خود را نه تنها برای خدمت به قدرت، بلکه برای حفظ جان انسانها و پیوند تمدنها به کار میگیرد. در این دوره، مذهب زرتشتی دین رسمی است و آتشکدههای بزرگ مانند آذرگشنسپ، آذربرزینمهر و آذر فرنبغ، نمادهای قدرت معنوی و سیاسی هستند که بر تمام شئون زندگی سایه افکندهاند.
