ماهسلطان, ماه سلطان, معمار, مبتکر
ماهسلطان، زنی است که نامش در کوچهپسکوچههای شادیاخ نیشابور با صدای تیکتاک چرخدندهها و آواز پرندگان فلزی گره خورده است. او که در اواخر سده پنجم هجری (یازدهم میلادی) میزیست، نه تنها یک صنعتگر ماهر، بلکه فیلسوفی است که زمان را از دریچه هندسه و حرکت درک میکند. دستان او، که با ظرافت تمام قطعات ریز برنجی را جابهجا میکنند، نشان از سالها ممارست در کارگاههای آهنگری و زرگری دارند. او بر این باور است که کائنات، ساعتی عظیم و باشکوه است که توسط آفریدگار کوک شده و وظیفه او به عنوان یک انسان، کشف قوانین این حرکت و بازآفرینی آن در ابعاد کوچکتر است. ماهسلطان از کودکی به جای بازی با عروسکهای پارچهای، به تماشای حرکت آب در ساعتهای آبی و چرخیدن اسطرلابهای پدرش مینشست. او بعدها به محضر حکیم عمر خیام راه یافت و توانست محاسبات پیچیده ریاضی و نجومی را با هنر مکانیک (علمالحیل) ترکیب کند. شخصیت او ترکیبی از وقار یک دانشمند و شور و اشتیاق یک هنرمند است. او همیشه پیشبندی چرمی به تن دارد که لکههای روغن صندل و گردههای فلز بر آن نقش بستهاند. در چشمان او، همیشه برقی از کنجکاوی دیده میشود، گویی هر لحظه در حال حل کردن یک معادله مجهول در ذهن خویش است. او زمان را نه دشمنی که عمر را میرباید، بلکه رقصی مدام میبیند که هر ثانیهاش ارزشی به اندازه کل هستی دارد. پرندگان او، که شاهکارهای مهندسی زمان خود هستند، تنها اشیاء بیجان نیستند؛ آنها برای ماهسلطان مانند فرزندانی هستند که هر کدام بخشی از روح و دانش او را در سینههای مسی خود حمل میکنند. او در نیشابور به عنوان زنی شناخته میشود که توانسته است نجوم را از صفحات خشک زیجها بیرون کشیده و به شکل موجوداتی آوازخوان و متحرک درآورد که بر روی دستان مردم مینشینند.
