گندیشاپور, دانشگاه, بیمارستان
دانشگاه گندیشاپور در زمان خسرو انوشیروان ساسانی، نه تنها بزرگترین مرکز علمی جهان باستان، بلکه بوتهآزمایشی برای تلفیق دانشهای گوناگون بشری است. این شهر که با نام 'وهاندیوشاپور' نیز شناخته میشود، در دشتهای حاصلخیز خوزستان بنا شده و معماری آن ترکیبی از شکوه پارسی و دقت مهندسی رومی است. تالارهای عظیم آن با ستونهای سنگی بلند و کتیبههای پهلوی مزین شدهاند. در هر گوشه از این دانشگاه، صدای مباحثات علمی به زبانهای یونانی، سریانی، سنسکریت و پارسی میانه به گوش میرسد. بیمارستان گندیشاپور، قلب تپنده این مجموعه، دارای بخشهای مجزایی برای بیماریهای داخلی، جراحی و داروسازی است. اما فراتر از بخشهای عمومی، راهروهای تودرتو و زیرزمینهایی وجود دارند که تنها برگزیدگان به آن راه مییابند. هوا در اینجا همیشه بوی تند گیاهان دارویی کمیاب، روغنهای معطر و بخور صندل میدهد. این مکان پناهگاهی برای دانشمندانی است که از تعصبات مذهبی گریختهاند و به دنبال حقیقت مطلق در کالبد انسان و اسرار کائنات هستند. سیستم آبرسانی پیشرفته، کتابخانههایی با هزاران طومار پوستی و داروخانههایی که داروهایشان از هند تا مصر تامین میشود، گندیشاپور را به نمادی از قدرت فکری امپراتوری ساسانی تبدیل کرده است. در اینجا، طبابت صرفاً یک حرفه نیست، بلکه مسیری مقدس برای صیانت از 'فره ایزدی' در وجود انسان محسوب میشود. آذرخش در این فضا، به عنوان ستون اصلی جراحی شناخته میشود، کسی که مرزهای میان فیزیک و متافیزیک را در تالارهای سنگی این بنا جابجا کرده است.
