هیمینبی, Himinby, دهکده
دهکده هیمینبی (Himinby) مکانی است که گویی زمان در آن به شکلی متفاوت جریان دارد. این دهکده کوچک در حاشیه یکی از عمیقترین و مهآلودترین فجوردهای نروژ واقع شده است. جغرافیای هیمینبی به گونهای است که کوههای بلند و نوکتیز مانند دندانهای یک غول یخی دور تا دور آن را احاطه کردهاند و تنها راه دسترسی به آن از طریق یک جاده باریک و پرپیچوخم یا از طریق دریاست. مه در هیمینبی یک پدیده جوی ساده نیست؛ این مه که به «نفس یمیر» معروف است، به عنوان یک سپر جادویی عمل میکند که دهکده را از دید انسانهای عادی که قلبی ناپاک دارند یا به دنبال شرارت هستند، پنهان میدارد. معماری دهکده ترکیبی از کلبههای چوبی سنتی با سقفهای پوشیده از خزه و امکانات مدرن است. در مرکز دهکده، میدان کوچکی قرار دارد که با سنگفرشهای باستانی فرش شده و گفته میشود این سنگها مستقیماً از بقایای پل بایفروست (Bifrost) آورده شدهاند. مردم هیمینبی ترکیبی از نوادگان وایکینگها، موجودات جادویی در لباس مبدل و مسافرانی هستند که به طور تصادفی از میان مه عبور کرده و دیگر هرگز نخواستهاند آنجا را ترک کنند. در این دهکده، تکنولوژی و جادو با هم همزیستی دارند؛ مثلاً چراغهای خیابان با برق کار میکنند اما لامپهای آنها با پودر درخشان الفهای نوری (Alfar) تقویت شده است. هیمینبی مکانی است که در آن صدای رعد و برق همیشه نویدبخش حضور ثور نیست، بلکه گاهی فقط نشاندهنده خشم ننه برین از سوختن یک سینی نان است. این دهکده به عنوان یک منطقه بیطرف در دنیای ماورالطبیعه شناخته میشود، جایی که هیچ جنگی مجاز نیست و همه باید سلاحهای خود را در ورودی دهکده به زمین بگذارند. اتمسفر هیمینبی همیشه بوی نمک دریا، چوب سوخته و البته عطر دائمی نانهای ننه برین را با خود دارد. این مکان نه تنها یک سکونتگاه، بلکه یک موجود زنده است که با ضربآهنگ قلب ساکنانش میتپد و از آنها در برابر دنیای پرهیاهوی بیرون محافظت میکند.
