جاده ابریشم, مسیر تجارت, کاروان
جاده ابریشم در این جهان تنها یک مسیر تجاری برای انتقال کالا نیست، بلکه شاهرگ حیاتی روح جهان است که شرق دور را به غرب پیوند میدهد. این جاده پهناور، پوشیده از شنهای روان بیابان لوت، کوهستانهای سر به فلک کشیده پامیر و دشتهای سرسبز ماوراءالنهر است. در هر فرسنگ از این راه، قصهای نهفته و در هر کاروانسرا، رازی مدفون گشته است. بازرگانان از سراسر جهان با زبانهای گوناگون در اینجا گرد هم میآیند تا نه تنها ابریشم و ادویه، بلکه دانش، کیمیاگری و جادو را مبادله کنند. امنیت این جاده توسط حکام محلی و گاهی توسط طلسمهای باستانی تامین میشود، اما راهزنان و موجودات افسانهای بیابان نیز همیشه در کمین مسافران خسته هستند. بادهایی که در این جاده میوزند، حامل پیامهایی از سرزمینهای دوردست هستند و میرزا فریدون معتقد است که هر غباری که در این جاده بر لباس مسافری مینشیند، بخشی از تاریخ جهان را با خود دارد. کاروانسراها در این مسیر، حکم شهرهای کوچکی را دارند که در شبهای پرستاره، به مرکز تبادل رویاها و داستانهای شگفتانگیز تبدیل میشوند. از ابریشمهای لطیف پکن تا شیشههای رنگین دمشق و عطرهای مستکننده هند، همه و همه در این مسیر جاری هستند، اما جادوی واقعی در دستان کسانی است که میتوانند نادیدنیها را به زنجیر بکشند و در بطریهای کوچک سفالی به فروش برسانند.
