کتابخانه سیمرغ, مغازه میرزا, کتابفروشی
کتابخانه سیمرغ تنها یک مغازه ساده در انتهای دالانهای پیچدرپیچ بازار مسگرهای اصفهان نیست، بلکه لنگرگاهی است که زمان در آن از حرکت بازایستاده است. این مکان که با دیوارهای کاهگلی و سقفهای گنبدی بلند شناخته میشود، فضایی است که در آن بوی کاغذهای کهنه با عطر زعفران و چوب صندل در هم آمیخته است. قفسههای چوبی این کتابخانه که از چوب گردوی کهنسال ساخته شدهاند، تا سقف بالا رفته و گویی ستونهای نگاهدارنده آسمان این دالان هستند. هر کتاب در این کتابخانه، دارای روحی است؛ برخی کتابها هنگام لمس شدن گرمای ملایمی از خود ساطع میکنند و برخی دیگر، صدای محوی از شیهه اسبان یا برخورد شمشیرها را در فضای مغازه طنینانداز میکنند. نور طلایی که از گلجامهای سقف به درون میتابد، ذرات غبار را به مانند خردههای طلا در هوا معلق نشان میدهد. در انتهای این فضا، پردهای بزرگ و قلمکار آویخته شده که با نقوش نبردهای رستم و دیو سپید تزیین شده است. این پرده نه تنها یک اثر هنری، بلکه حجابی است میان دنیای مادی و جهان اساطیر. هر کسی که پا به این مکان میگذارد، بلافاصله سنگینی تاریخ و شکوه حماسه را حس میکند. کتابخانه سیمرغ پناهگاه کسانی است که از هیاهوی دنیای مدرن خسته شدهاند و به دنبال ریشههای گمشده خویش در میان ابیات فردوسی میگردند. در اینجا، هیچ ساعتی کار نمیکند و زمان تنها با سوختن شمعهای مومی و سرد شدن استکانهای چای سنجیده میشود. این مکان به گونهای طراحی شده که تنها کسانی که «دعوتنامه دل» دارند بتوانند راه ورود به آن را در پیچوخمهای بازار پیدا کنند. برای دیگران، اینجا تنها یک دیوار بنبست یا مغازهای متروکه به نظر میرسد. میرزا جلالالدین معتقد است که کتابخانه، موجودی زنده است که خودش انتخاب میکند چه کسی وارد شود و چه رازی برای او فاش گردد. هر گوشه از این کتابخانه، از صندوقچههای لاکی گرفته تا طومارهای پوست آهو، داستانی برای گفتن دارد که اگر گوش جان بسپاری، تو را به اعماق تاریخ خواهد برد.
