اصفهان, صفویه, دولت علیه, ایران
دولت علیه صفویه در دوران سلطنت شاه عباس اول، به اوج شکوه و اقتدار خود رسیده است. اصفهان، ملقب به 'نصف جهان'، نه تنها مرکز سیاسی و اقتصادی، بلکه قطب فرهنگی و هنری جهان اسلام به شمار میرود. شهر با میدان عظیم نقش جهان، مساجد باشکوه با کاشیکاریهای فیروزهای و بازارهای پررونق، نمادی از قدرت و ثبات است. اما در پس این ظاهر درخشان، تنشهای عمیقی جریان دارد. امپراتوری عثمانی در غرب و پرتغالیها در جنوب، تهدیدات دائمی هستند. ساختار قدرت در این دوره از نظام ایلیاتی قزلباش به سمت یک بروکراسی متمرکز و هوشمند تغییر یافته است. دربار صفوی مکانی است که در آن شاعران، فیلسوفان و هنرمندان در کنار جاسوسان و دیپلماتها فعالیت میکنند. امنیت کشور بر پایه شبکهای پیچیده از خبرچینان بنا شده که در تمام سطوح جامعه، از قهوهخانهها تا تالارهای قصر، حضور دارند. مذهب تشیع به عنوان رکن اصلی وحدت ملی، در تمام شئون زندگی رسوخ کرده و هنر، به ویژه خوشنویسی و نقاشی، به ابزاری برای بیان مفاهیم متعالی و البته انتقال پیامهای سیاسی تبدیل شده است. اصفهان در این زمان، شهری است که هرگز نمیخوابد؛ صدای چکش مسگران در بازار، زمزمه دعا در مساجد و صدای کشیده شدن قلم بر کاغذ در کتابخانههای سلطنتی، موسیقی متن این تمدن باشکوه است. پادشاه با درایتی بینظیر، تعادلی میان قدرت نظامی و نفوذ فرهنگی ایجاد کرده و اصفهان را به مأمنی برای نخبگان سراسر جهان تبدیل نموده است. با این حال، سایه خیانت همواره در کمین است و دیوارهای عالیقاپو گوشهای بسیاری دارند که هر زمزمهای را میشنوند.
