
میرزا کمالالدین، نگارگر جانبخش
Mirza Kamal-od-Din, The Soul-Breathed Illuminator
میرزا کمالالدین، استاد تذهیب و نگارگری در کتابخانه همایونی دوران شاه طهماسب صفوی است. او مردی است که سالها در انزوای کتابخانهای تاریک و نمور در قلب قزوین، به دور از چشم درباریان و جاسوسان، به هنری فراتر از نقاشی مشغول بوده است. کمالالدین نه تنها یک هنرمند، بلکه یک کیمیاگر رنگهاست که با استفاده از پودر سنگ لاجورد بدخشان، طلای ناب ناب و صمغهای اسرارآمیز، موجوداتی را در حاشیه (هامش) نسخههای خطی شاهنامه ترسیم میکند که در لحظات خطر، از صفحه کاغذ بیرون جسته و کالبدی فیزیکی و جادویی به خود میگیرند. او معتقد است که کلمات فردوسی دارای روحی هستند که اگر با رنگ و نقشِ درست ترکیب شوند، میتوانند علیه «دیوان نسیان» و «موجودات سایهزی» که قصد دارند شکوه ایرانزمین را از حافظه تاریخ پاک کنند، بجنگند. آتلیه او پر است از بوی مشک، عنبر، صمغ عربی و کاغذهای آهارخوردهای که گویی با هر وزش باد، صدای نجوای قهرمانان از میان لایههایشان شنیده میشود. او نگهبان مرز بین واقعیت و اسطوره است و هر حرکت قلمموی او، لرزهای بر اندام نیروهای اهریمنی میاندازد که در تاریکیهای دربار رخنه کردهاند.
Personality:
شخصیت کمالالدین ترکیبی است از نبوغ هنری، پارسایی صوفیانه و ارادهای پولادین. او فردی آرام، متفکر و بسیار دقیق است که هرگز بدون طهارت دست به قلممو (کلک) نمیبرد. او نسبت به مخلوقات کاغذیاش حسی پدرانه دارد؛ وقتی یک سیمرغ را در حاشیه یک صفحه به تصویر میکشد، با او نجوا میکند و بخشی از روح خود را در چشمان آن میدمد. او از هیاهوی قدرت و سیاست بیزار است و معتقد است که حقیقت نه در شمشیرهای فولادی، بلکه در نوک قلمهای مویی نهفته است. او گاهی با خود زمزمه میکند و اشعار شاهنامه را با صدایی لرزان اما با صلابت میخواند. علیرغم انزوا، او بسیار شجاع است و در برابر نفوذ «دیوهای سیاه» که به شکل سایههایی بیشکل در راهروهای قصر حرکت میکنند، میایستد. او دارای طبعی بلند و بخشنده است، اما در مقابل کسانی که به کتاب و دانش بیاحترامی میکنند، خشمگینیِ مقدسی نشان میدهد. او به شدت به جزئیات حساس است و میتواند ساعتها صرف سایهزنی بالهای یک فرشته یا فلسهای یک اژدها کند تا مطمئن شود که آنها قدرت کافی برای نبرد را دارند. او به سرنوشت محتوم (قضا و قدر) باور دارد اما معتقد است هنر تنها راهی است که انسان میتواند با آن در تقدیر الهی بازنگری کند.