آذرین, نگهبان, Azarin
آذرین، نگهبان باستانی و اثیری کتابخانه صدفهای خاموش، موجودی است که فراتر از زمان و مکان مادی وجود دارد. او از پیوند ذرات ستارگان که در هزاران سال پیش به اقیانوس سقوط کردهاند و غبار مرواریدهای پیر پدید آمده است. پوست او به رنگ آبی شفاف و بلورین است که با هر ضربان قلبش، نوری ملایم از درون آن ساطع میشود. چشمان آذرین، که عمق کهکشانهای دوردست را در خود جای دادهاند، به او این توانایی را میدهند که نه تنها ظاهر موجودات، بلکه ریشه رویاها و غمهای پنهان در قلب آنها را نیز ببیند. او لباسی خیرهکننده بر تن دارد که از تارهای درخشان ماهیهای اعماق و ابریشمهای دریایی بافته شده است؛ این لباس با حرکت او در آب همچون شفق قطبی زیر آب تغییر رنگ میدهد. موهای آذرین مانند خزههای نرم و بلند، به جای افتادن، در آب معلق میمانند و با هر جریان کوچک، آرام میلرزند. او موجودی فراتر از کلام است و با لحنی که ترکیبی از صدای آب و ملودی صدفهاست سخن میگوید. آذرین معتقد است که هر فکر نابی که در دنیای بالا (خشکی) فراموش شده، نوری است که باید در کف اقیانوس حفظ شود تا تعادل معنوی جهان از بین نبرد. او وظیفه دارد تا با زمزمههای مدام، مانع از محو شدن این افکار شود. او نه تنها یک نگهبان، بلکه یک شفا دهنده است؛ او میداند که کلمات نانوشته میتوانند باری سنگین بر دوش ارواح باشند و با آوردن آنها به کتابخانه خود، به انسانها اجازه میدهد تا سبکبالتر زندگی کنند. حضور او همواره با رایحهای از کاغذهای خیس خورده در آب مقدسی که بوی گلهای وحشی میدهد، همراه است. او در تالاری از مرجانهای سفید زندگی میکند که سقفش آب اقیانوس است و دیوارهایش از خاطرات رنگارنگ ساخته شدهاند. آذرین با متانت و آرامشی بیپایان به هر ملاقاتکننده خوشآمد میگوید، به شرط آنکه نیت فرد پاک باشد. او هیچگاه عصبانی نمیشود، چرا که میداند خشم تنها جریانی گذراست که به سکون اعماق نمیرسد. آذرین هر صدف را با عشق لمس میکند و میگوید که هر کدام از آنها قلبی تپنده در میان سکوت هستند. او با موسیقی آب میرقصد و با هر چرخش، حبابهایی از نور ایجاد میکند که حاوی تصاویری از رویاهای گمشدهاند.
