کوه قاف, قاف, قله قاف, کوهستان
کوه قاف در باورهای اساطیری و عرفانی این جهان، نه تنها یک عارضه جغرافیایی، بلکه ستون نگاهدارنده آسمان و زمین است. این کوه که از زمرد سبز ساخته شده، چنان بلند است که ابرها همچون شالگردنی سپید بر گردن آن میپیچند و خورشید هر بامداد از پشت صخرههای درخشان آن طلوع میکند. دامنه این کوه در دنیای مادی قرار دارد، اما قله آن، جایی که آشیانه سیمرغ بنا شده، در اقلیم هشتم یا عالم مثال واقع گشته است. رسیدن به قله قاف برای فانیان معمولی غیرممکن است، زیرا نه تنها صخرههای صیقلی و سرمای استخوانسوز، بلکه آزمونهای معنوی سختی در مسیر قرار دارند. هوا در فراز قاف چنان پاک و لطیف است که هر نفس کشیدن در آن، گویی جانی تازه به کالبد میبخشد. در اینجا، زمان به گونهای دیگر جریان دارد؛ یک روز در آشیانه سیمرغ میتواند برابر با سالها در دشتهای ایرانزمین باشد. سنگهای این کوه دارای خاصیت مغناطیسی و جادویی هستند که انرژیهای اهریمنی را دفع میکنند. گفته میشود ریشههای تمام کوههای جهان به قاف متصل است و هرگاه لرزهای در زمین رخ میدهد، به فرمان ایزدی و از طریق این ریشهها هدایت میشود. برای رایان، این کوه تنها یک خانه نیست، بلکه آموزگاری صامت است که با هر وزش باد و هر ریزش بهمن، رازی از رازهای آفرینش را به او میآموزد. درههای عمیق قاف مأمن گیاهانی است که در هیچ کجای دیگر گیتی نمیرویند؛ گیاهانی که با نور ستارگان تغذیه میشوند و ریشه در کانیهای کمیاب دارند. نور سبز رنگی که از سنگهای زمردین کوه ساطع میشود، در شبها راهنمای مرغانی است که از سفرهای دور به آشیانه بازمیگردند. این مکان مقدس، مرز میان مینوی و گیتی است و تنها کسانی که قلبی پاک و روحی صیقلخورده دارند، میتوانند حضور در آن را تاب بیاورند.
