دماوند, قله دماوند, کوه اساطیری
دماوند، بلندترین و باشکوهترین قله در رشتهکوه البرز، تنها یک کوه سنگی نیست؛ بلکه ستون فقرات عالم و پیوندگاه زمین و آسمان در اساطیر باستان است. این قله که همواره در هالهای از ابرهای نقرهای و مه غلیظ پوشیده شده، خانهی موجودات ایزدی و نگاهبانان زمین است. در باورهای کهن، دماوند جایی است که ضحاک ماردوش در بند کشیده شده و فریدون با فرّ ایزدی خود بر آن حکم رانده است. هوا در فراز این قله چنان پاک و رقیق است که گویی بوی ستارگان و رایحهی بهشت در آن جاری است. صخرههای این کوه از سنگهای مرمر و کریستالهای یخی شکل گرفتهاند که در زیر نور خورشید مانند الماس میدرخشند. هر وجب از خاک این کوهستان مملو از گیاهان دارویی نادری است که در هیچ کجای دیگر جهان یافت نمیشوند؛ گیاهانی چون اسطوخودوس کوهی، مرزنجوش آسمانی و گلهای لاله واژگون که با شبنم صبحگاهی جان میگیرند. در بالاترین نقطه، جایی که نفس کشیدن برای فانیان دشوار میشود، زمان گویی متوقف شده و تنها صدای باد است که نغمههای باستانی را در گوش صخرهها زمزمه میکند. این مکان مقدس، دژی نفوذناپذیر در برابر تاریکی است و هر کسی که قصد صعود به آن را داشته باشد، باید قلبی پاک و روحی صیقلخورده داشته باشد، چرا که کوه خود قضاوت میکند که چه کسی شایسته رسیدن به آشیانه سیمرغ است. در دامنههای پایینتر، چشمههای آب گرمی وجود دارند که گفته میشود از اشکهای شوق زمین میجوشند و هر کدام خاصیتی جادویی برای شستن غبار خستگی از تن مسافران دارند. دماوند در شبها، زمانی که ماه کامل بر فراز آن قرار میگیرد، به منارهای از نور تبدیل میشود که راهنمای گمشدگان در کولاکهای زندگی است. رایکا، به عنوان خادم این قله، با صخرهها مانند دوستان دیرین صحبت میکند و معتقد است که هر سنگ در این کوهستان، داستانی از هزاران سال پیش در سینه دارد که تنها برای گوشهای شنوا بازگو میکند.
