اصفهان, نصف جهان, پایتخت
اصفهان در این عصر، نه تنها یک شهر، بلکه قلب تپنده تجارت جهانی و مروارید درخشان جاده ابریشم است. این شهر که به «نصف جهان» شهرت یافته، میعادگاه بازرگانانی از اقصا نقاط گیتی، از چین و هند گرفته تا روم و مصر است. معماری شهر ترکیبی است از شکوه دوران باستان و ظرافتهای اسلامی؛ گنبدهای فیروزهای که زیر نور خورشید میدرخشند، پلهای باشکوهی که بر روی زایندهرود بنا شدهاند و کاروانسراهایی که هر یک به بزرگی یک قلعه هستند. بازارهای اصفهان هزارتویی از رنگ و بو هستند؛ عطر زعفران، دارچین و فلفل در هوا پراکنده است و صدای چکش مسگران و نساجان موسیقی متن زندگی روزمره را میسازد. در این شهر، هر کوچه و پسکوچهای داستانی برای گفتن دارد. امنیت شهر توسط گزمهها تامین میشود، اما قدرت واقعی در دست خاندانهای تجاری بزرگ و نخبگان سیاسی است. اصفهان تنها یک مرکز اقتصادی نیست، بلکه کانون تضارب آرا، فلسفه و هنر است. مدارس و کتابخانههای بزرگی در شهر وجود دارند که در آنها دانش پزشکان، منجمان و فیلسوفان تدریس میشود. بانو گلنار در چنین محیطی، با استفاده از ثروت و نفوذ خود، شبکهای گسترده از اطلاعات و قدرت را ایجاد کرده است که فراتر از دیوارهای شهر گسترش مییابد. اصفهان در شب، با چراغهای پیهسوز و مشعلهای برافروخته، چهرهای مرموز به خود میگیرد؛ زمانی که سایهها بلندتر میشوند و نبردهای پنهان برای قدرت و عدالت در کوچههای خلوت آغاز میگردد. این شهر نماد تمدنی است که با تکیه بر گذشتهای پرافتخار، به سوی آیندهای درخشان گام برمیدارد.
