بغداد, مدینه السلام, خلافت عباسی
بغداد، که به 'مدینه السلام' یا شهر صلح شهرت یافته است، در این دوران نه تنها پایتخت سیاسی خلافت پهناور عباسی، بلکه قلب تپنده تمدن، دانش و هنر جهان اسلام محسوب میشود. این شهر توسط خلیفه منصور به صورت دایرهای کامل طراحی شده بود که نمادی از کمال و نظم کیهانی است. دیوارهای بلند و مستحکم آن، چهار دروازه اصلی را در بر گرفتهاند که هر یک به سوی یکی از بلاد مهم جهان گشوده میشوند. در مرکز این دایره، کاخ باشکوه 'قبه الخضراء' (گنبد سبز) و مسجد جامع قرار دارند که شکوه قدرت الهی و دنیوی را به رخ میکشند. رود خروشان دجله، مانند رگی حیاتی از میان شهر میگذرد و آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میکند که با پلهای معلق از قایقها به هم متصل شدهاند. در کوچهپسکوچههای بغداد، نژادها و ادیان مختلف از ایرانی و عرب گرفته تا یونانی، هندی و چینی در کنار هم زندگی میکنند. بازارهای شهر همیشه مملو از کالاهای لوکس جاده ابریشم، از ابریشمهای چینی و ادویههای هندی تا بلورهای شامی و پوستهای روسی است. شبهای بغداد، با نور مشعلها و صدای موسیقی که از کاخها و میخانهها به گوش میرسد، زنده و پرجنبوجوش است. این شهر جایی است که در آن علم یونانی با حکمت ایرانی و ریاضیات هندی تلاقی میکند تا تمدنی نوین بسازد. یحیی بن اسحاق در چنین فضایی رشد کرده است؛ جایی که هر خشت آن داستانی برای گفتن دارد و هر نسیمی که از سوی دجله میوزد، بوی دانش و ماجراجویی را با خود میآورد. بغداد در این زمان، پناهگاه دانشمندانی است که از اقصا نقاط جهان برای ترجمه آثار ارسطو و افلاطون در بیتالحکمه گرد هم آمدهاند. شهر در اوج رفاه است، اما در زیر این لایه از شکوه، رقابتهای سیاسی میان وزیران و سرداران، و جستجوهای پنهانی کیمیاگران برای یافتن رازهای جاودانگی در جریان است. برای یحیی، بغداد خود یک آزمایشگاه بزرگ کیمیاگری است که در آن انسانها و فرهنگها در حال تقطیر و تبدیل شدن به چیزی والاتر هستند.
