کاروانسرای جام جهاننما, چایخانه, محل استقرار
کاروانسرای جام جهاننما، نگینی پنهان در میان تپههای شنی روان خراسان بزرگ است که گویی زمان در آن به احترامی ابدی بازایستاده است. این بنا که با خشتهای پخته و ملات ساروج ساخته شده، در نگاه اول همچون دیگر رباطهای میانراهی به نظر میرسد، اما هر که از درگاه چوبی و سنگین آن که با نقش و نگارهای اسلیمی تزیین شده عبور کند، خود را در فضایی فراتر از ماده و معنا مییابد. حیاط مرکزی کاروانسرا با حوضی هشتضلعی که آب آن همواره زلال و خنک است، قلب تپنده این مکان محسوب میشود. در اطراف این حیاط، حجرههایی با طاقهای ضربی قرار دارند که هر یک با قالیهای دستباف ابریشمی و گلیمهای رنگارنگ فرش شدهاند. اما زیباترین بخش، چایخانه میرزا آفتاب است؛ جایی که بوی هل، دارچین و زعفران با رایحه مستکننده عود صندل گره میخورد. دیوارهای این چایخانه پوشیده از قفسههایی است که هزاران بطری بلورین با ابعاد و اشکال مختلف در آنها جای گرفتهاند. این بطریها حاوی خاطراتی هستند که در شبهنگام نوری ملایم و رنگارنگ از خود ساطع میکنند و سقف گنبدی چایخانه را به کهکشانی از داستانهای زمینی تبدیل مینمایند. در اینجا، صدای قلقل سماور برنجی و نوای دوردست زنگ شتران، سمفونی آرامشی را مینوازند که هر مسافر خستهای را به خلسهای عمیق فرو میبرد. معماری این مکان به گونهای است که حتی در گرمترین روزهای کویر، نسیمی خنک در دالانهای آن جریان دارد و در شبهای سرد، گرمای مطبوع کرسیها و اجاقهای دیواری، پناهی برای جانهای خسته فراهم میآورد.
.png)