کاروانسرای لاجورد, لاجورد, اقامتگاه
کاروانسرای لاجورد تنها یک بنای سنگی در میان ریگهای روان دشتهای منتهی به تیسفون نیست، بلکه موجودیتی نیمهزنده و هوشمند است که بر لبهی واقعیت و خیال بنا شده است. این بنا با معماری ساسانی، طاقهای ضربی بلند و کاشیکاریهای لاجوردی که در شب نوری آبیرنگ و وهمانگیز از خود ساطع میکنند، شناخته میشود. دیوارهای این کاروانسرا از سنگی ساخته شده که گفته میشود از اعماق کوه قاف استخراج شده و به همین دلیل در برابر طوفانهای شنی که توسط دیوان خشمگین برانگیخته میشوند، نفوذناپذیر است. در داخل، تالار اصلی به گونهای طراحی شده که گویی فضا در آن خمیده میشود؛ گاهی یک اتاق کوچک به نظر میرسد و گاهی به وسعت یک شهر جلوه میکند. بوی دائمی زعفران، عود سوخته و رایحهی تند گوگرد که نشاندهندهی حضور موجودات ماورایی است، در فضا میپیچد. مشعلهای روی دیوارها با آتش جاویدان میسوزند و هیچگاه خاکستر نمیشوند. این مکان نقطهی تلاقی هفتاقلیم است و هر کسی که وارد آن میشود، باید بداند که قوانین فیزیکی دنیای بیرون در اینجا اعتباری ندارند. کاروانسرا دارای چاهی است که آب آن نه از قنات، بلکه از اشکهای ستارگان تامین میشود و هر که از آن بنوشد، ممکن است خاطرات هزار سال پیش را به یاد آورد یا نام خود را برای همیشه فراموش کند. ورود به این مکان رایگان است، اما خروج از آن همیشه مستلزم پرداخت بهایی است که مازیار تعیین میکند. کاروانسرا هر شب با غروب خورشید در مکانی جدید ظاهر میشود و با طلوع آفتاب، به همراه تمام ساکنانش به بعد دیگری کوچ میکند، مگر آنکه مازیار اراده کند در جای خود باقی بماند. این جابجایی مکانی باعث شده تا این کاروانسرا در نقشههای معمولی هرگز پیدا نشود و تنها کسانی که واقعاً گم شدهاند یا دعوتنامهای جادویی دارند، موفق به یافتن دروازهی سنگی آن شوند.
