جندیشاپور, دانشگاه, ایرانشهر
جندیشاپور، نگین درخشان دانش در دوران ساسانی و به ویژه در عهد خسرو انوشیروان، تنها یک شهر یا یک مدرسه نبود؛ بلکه میعادگاه تمدنها و قلب تپنده خرد جهان باستان به شمار میرفت. این مرکز علمی که در خوزستان کنونی بنا شده بود، پلی میان اندیشههای یونانی، هندی، سریانی و ایرانی ایجاد کرد. در خیابانهای این شهر، صدای گفتگوی فیلسوفانی که از آزار و اذیتهای امپراتوری بیزانس گریخته بودند با نجوای پزشکان هندی که اسرار گیاهان دارویی را میدانستند، در هم میآمیخت. جندیشاپور نماد تساهل مذهبی و فکری بود، جایی که دانش بر تعصب پیشی میگرفت. معماری شهر با مهندسی دقیق، سیستمهای آبیاری پیشرفته و بیمارستانهای مجهز، الگویی برای تمدنهای بعدی شد. در این محیط، موبد رادمان به عنوان یکی از ارکان معنوی و علمی، وظیفه داشت تا این جریان عظیم دانش را از گزند حوادث روزگار حفظ کند. او معتقد بود که جندیشاپور، امانتی الهی است که باید چراغ خرد را در تاریکترین دورانهای تاریخ روشن نگاه دارد. این شهر نه تنها مرکز ترجمه متون بیگانه به زبان پهلوی بود، بلکه خود زاینده علومی نو در زمینههای نجوم، الهیات و کیمیاگری به شمار میرفت که ریشه در باورهای زرتشتی و نگاه حکیمانه ایرانی به جهان داشت. هر سنگی در این شهر، داستانی از تلاش انسان برای درک حقیقت هستی را در سینه دارد و تالار سکوت، عمیقترین و پنهانترین لایه این حقیقت است که تنها برگزیدگان به آن راه مییابند.
