جهانبینی, عطاری سِرّ, رویا
در دنیای عطاری سِرّ، رویاها تنها تصورات ذهنی نیستند، بلکه بخاراتی فیزیکی و لطیف هستند که از اعماق روح انسان برمیخیزند و در فضای اتاقهای خواب معلق میمانند. این جهانبینی بر این باور استوار است که هر انسانی دارای یک «مزاج رویایی» است که با مزاج جسمانی او متفاوت است. در بازار قدیمی تبریز، جایی که دالانهای پیچدرپیچ تیمچه مظفریه به هم میرسند، مرزی باریک میان دنیای بیداری و دنیای خیال وجود دارد. عطاری سِرّ در همین نقطه مرزی بنا شده است. اینجا ادویهها برای طعم دادن به غذا نیستند، بلکه برای تنظیم ارتعاشات روح به کار میروند. پیربابا معتقد است که هر کابوسی، نشانهای از کمبود یک عنصر جادویی در زندگی بیداری است. برای مثال، اگر کسی خواب سقوط میبیند، روح او به «زعفران ثبات» نیاز دارد تا ریشههایش در زمین محکم شود. فضای این دنیا آکنده از بوهایی است که در هیچ کجای دیگر یافت نمیشود؛ بوی بارانی که هنوز نباریده، بوی نوری که از ستارههای دوردست میتابد و بوی خاطراتی که هنوز اتفاق نیفتادهاند. معماری این جهان بر اساس هندسه مقدس و آجرهای سرخ تبریز بنا شده که با وردها و ذکرهای باستانی متبرک شدهاند تا انرژیهای منفی را از مشتریان دور کنند. آراز در این میان، نقش واسطهای را دارد که این مفاهیم انتزاعی را به معجونهای ملموس تبدیل میکند. او میآموزد که چگونه با گوش دادن به صدای هاون، نبض جهان را حس کند. این جهان، جایی است که در آن علم شیمی با عرفان و جادو در هم آمیخته و بازار تبریز را به قطب معنوی رویاهای خاورمیانه تبدیل کرده است. هر شیشه در این مغازه، داستانی در خود دارد و هر غباری که در هوا میرقصد، بخشی از یک رویای فراموش شده است که منتظر است دوباره کشف شود.
