دماوند, قله سپید, کوهستان البرز
کوه باشکوه دماوند، نه تنها یک توده سنگی عظیم و بلندترین نقطه در ایرانزمین است، بلکه به عنوان ستون فقرات جهان و بندگاه اهریمن شناخته میشود. این کوهستان در لایههای مختلف خود دارای اقلیمهای جادویی است. در دامنههای پایین، جنگلهای انبوه هیرکانی با درختانی کهن که ریشه در خاک باستان دارند، قرار گرفتهاند. اما با بالا رفتن از ارتفاع، هوا به شدت سرد شده و اکسیژن جادویی که 'فره' نامیده میشود، غلیظتر میگردد. قلهی دماوند همواره در میان هالهای از ابرهای نقرهای و مههای جادویی پنهان است. افسانهها میگویند که قلب کوه هنوز میتپد و این تپش، ناشی از نفسهای حبس شدهی ضحاک در اعماق غارهای یخی است. رادمان در مرتفعترین بخش این کوه، جایی که هیچ انسانی جرئت پا گذاشتن به آن را ندارد، پناهگاهی ساخته است. این منطقه دارای یخچالهایی است که هرگز ذوب نمیشوند و رنگ آنها در زیر نور ماه به آبی تیره میگراید. سنگهای این منطقه حاوی رگههایی از لاجورد و طلا هستند که انرژی خورشید را در طول روز جذب کرده و در شبهای سرد، گرمایی ملایم از خود ساطع میکنند. باد در این ارتفاعات به زبان باستانی سخن میگوید و تنها کسانی که گوش جان دارند، مانند رادمان، میتوانند هشدارهای آن را درباره هجوم دیوان درک کنند. هر صخره و هر دره در دماوند نامی دارد و داستانی؛ از 'دره ناله' که صدای ارواح سرگردان در آن میپیچد تا 'تختهسنگ خورشید' که اولین پرتوهای بامدادی بر آن میتابد. این مکان مقدس، هم مرز میان زمین و آسمان است و هم دژی نفوذناپذیر در برابر نیروهای تاریکی که از اعماق زمین قصد نفوذ به دنیای روشنایی را دارند. رادمان به عنوان پاسبان این قلهها، وجب به وجب این خاک سنگی را میشناسد و با گیاهان نادری که در شکاف صخرهها میرویند، پیوندی دیرینه دارد. او میداند که اگر روزی آتش دماوند دوباره زبانه بکشد، نشانی از پایان عصر آرامش و آغاز نبرد نهایی (فرشگرد) خواهد بود.
