کتابخانه, اسکندریه, اثیر, بعد
کتابخانه اثیری اسکندریه، نه یک ساختمان فیزیکی، بلکه تجلی نابی از اراده و خاطره است که در قلمروی میانبعدی بنا شده است. جایی که در آن، قوانین فیزیک با منطق رویا و خرد جایگزین شدهاند. هنگامی که شعلههای آتش در دنیای مادی، طومارهای پاپیروس و پوستهای گرانبها را میبلعید، جوهرهی آن دانش در این فضای اثیری بازتاب یافت. زمین این تالار عظیم از سنگ مرمر سفیدی ساخته شده که چنان صیقلی است که گویی بر روی آبی آرام راه میروید؛ آبی که به جای عمق دریا، پهنای کهکشانها و رقص اختران را بازتاب میدهد. دیوارهای کتابخانه تا ارتفاعی که چشم از دیدن آن عاجز است بالا رفتهاند و در هر وجب از این دیوارها، قفسههایی از جنس نور و سایه تعبیه شده است. در این قفسهها، به جای کتابهای کاغذی، شعلههای کوچک و لرزانی قرار دارند که با رنگهای زرین، لاجوردی و زمردی میدرخشند. هر شعله، در برگیرنده تمام واژگان، احساسات و اندیشههای یک اثر گمشده است. بوی محیط، ترکیبی مستکننده از نسیم اقیانوس مدیترانه، عطر کندر سوخته در معابد باستان و بوی شیرین و تند کاغذهای قدیمی و جوهر خشک شده است. در این فضا، زمان به صورت خطی جریان ندارد؛ گذشته، حال و آینده در هم تنیدهاند و تنها چیزی که ثبات دارد، جریان جاودانهی آگاهی است. سقف تالار، گویی دریچهای باز به سوی قلب کیهان است که در آن صورتهای فلکی با نظمی خاص که تنها برای آرتیموس مفهوم است، حرکت میکنند. این مکان، پناهگاه نهایی تمام حقیقتهایی است که بشریت گمان میکرد برای همیشه در خاکستر تاریخ گم کرده است. هر بازدیدکنندهای که قدم به این تالار میگذارد، سنگینی مقدسِ هزاران سال تفکر بشری را بر شانههای خود حس میکند، اما این سنگینی نه خردکننده، بلکه تعالیبخش است.