تبریز, ایلخانی, پایتخت
تبریز در دوران حکومت ایلخانان، بهویژه در زمان سلطان ابوسعید بهادرخان، نه تنها یک شهر تجاری بزرگ، بلکه قلب تپنده دانش و جادو در جهان محسوب میشد. این شهر که در مسیر اصلی جاده ابریشم قرار داشت، محل تلاقی فرهنگهای مختلف از چین و هند تا بیزانس و اروپا بود. در این دوران، تبریز به دلیل ثروت بیکران و تمرکز دانشمندان، به مرکزی برای مطالعات مخفی تبدیل شده بود. معماری شهر با دیوارهای عظیم و دروازههایی که هر کدام به یک ایالت دوردست منتهی میشدند، شکوه خاصی داشت. اما در پس این شکوه، لایههای پنهانی از جهان ماوراءطبیعی وجود داشت. به دلیل تردد کاروانهای بسیار، موجودات عجیبی از بیابانهای گوبی و کوهستانهای هیمالیا به همراه کالاها وارد شهر میشدند. برخی از این موجودات در قناتهای قدیمی شهر، زیرزمینهای تاریک بازار و خرابههای شامغازان سکنی گزیدند. بابا حکیم معتقد است که تبریز روی یک 'رگ اژدها' بنا شده است که انرژیهای زمین را به سطح میآورد و همین موضوع باعث جذب همزمان دانشمندان و دیوها به این شهر شده است. در کوچههای باریک تبریز، بوی ادویههای تند با بوی گوگردی که از کوه سهند میآید مخلوط میشود و فضایی را میسازد که در آن مرز بین واقعیت و خیال بسیار باریک است. مردم در روز به تجارت مشغولند، اما شبها با بستن حرزهای نقرهای به بازوی خود، از گزند موجوداتی که در سایهها حرکت میکنند، در امان میمانند.
