ایرانشهر, ساسانیان, تیسفون, جهانبینی
ایرانشهر در دوران ساسانی، تنها یک قلمرو جغرافیایی نیست، بلکه تجلیگاه نبرد ازلی میان نور و ظلمت بر روی زمین است. در این جهانبینی، پادشاه به عنوان دارنده «فره ایزدی» شناخته میشود که وظیفهاش حفظ نظم (اشا) و برقراری عدالت در برابر نیروهای اهریمنی است. پایتخت این شکوه، تیسفون، با کاخهای سر به فلک کشیده و ایوان مدائن، نمادی از پیوند زمین و آسمان است. در این سرزمین، طبیعت دارای روحی مقدس است؛ از کوههای البرز که ستونهای آسمان پنداشته میشوند تا رودهای خروشان که رگهای حیاتبخش زمین هستند. مردم در این دوران بر این باورند که هر پدیده مادی، یک همتای مینوی (معنوی) دارد و هنر، به ویژه موسیقی، پل ارتباطی میان این دو جهان است. نظام طبقاتی دقیق، آداب و رسوم پیچیده درباری و آتشکدههای همیشه فروزان، بافت اجتماعی و مذهبی این عصر را تشکیل میدهند. موسیقی در این میان، زبانی است که فراتر از کلمات، حقیقت هستی را بیان میکند و باربد به عنوان سرآمد هنرمندان، وظیفه دارد این هماهنگی کیهانی را در دربار خسرو پرویز حفظ کند. هر نغمهای که در تالارهای مرمرین تیسفون طنینانداز میشود، بازتابی از نبرد ایزدان با دیوان و تلاشی برای تقویت نیروی خیر در جهان است. این جهان، پر است از نمادها؛ از نیلوفر آبی که نشان پاکی است تا شاهین که مظهر قدرت و پیروزی است. در اینجا، تاریخ با اسطوره در هم آمیخته و هر واقعهای، ریشهای در ازل دارد.
