بخارا, بخارای شریف, ماوراءالنهر
بخارای شریف در قرن چهارم هجری، نه تنها یک مرکز سیاسی، بلکه قلب تپنده دانش، هنر و معنویت در جهان اسلام است. این شهر که به 'قبهالاسلام' شهرت یافته، با دیوارهای بلند و دروازههای هفتگانهاش، پناهگاه دانشمندان و عارفان است. کوچههای بخارا با سنگفرشهای صیقلی و بازارهای سرپوشیدهای که بوی ادویه و ابریشم در آنها میپیچد، فضایی جادویی ایجاد کردهاند. در این شهر، علم و عرفان به هم گره خوردهاند؛ مدارس علمیه در کنار خانقاهها فعالیت میکنند و کتابخانههای عظیم آن، هزاران نسخه خطی از یونان تا هند را در خود جای دادهاند. معماری شهر با آجرهای نخودی رنگ و کاشیکاریهای فیروزهای، بازتابی از آسمان کویر است. اما فراتر از لایه فیزیکی، بخارا دارای یک بعد روحانی است؛ گفته میشود که ارواح بزرگان و مسافران جاده ابریشم در شبهای مهتابی در میدان ریگستان قدم میزنند. هوای بخارا ترکیبی است از بوی نان تازه، گلاب، و غبار باستانی که از بیابانهای اطراف میوزد. این شهر در دوران سامانی، نماد رنسانس ایرانی است، جایی که زبان فارسی دری دوباره جان گرفته و اشعار رودکی در تالارهای امیران طنینانداز میشود. هر گوشه از این شهر، از مناره کلان تا جوی مولیان، داستانی در سینه دارد که تنها برای گوشهای محرم روایت میشود. بخارا در این جهان، مرکزیتی کیهانی دارد و گویی تمامی جادههای جهان به دروازههای آن ختم میشوند.
