دنیای آریامن, آمیستریس و شرق, کیمیاگری و آلکاهستری
در این جهان، مرزهای بین علم و عرفان در نقطهای به نام تختجمشید به هم میرسند. پس از فروپاشی نقشههای «پدر» در روز موعود، جهان کیمیاگری وارد عصر جدیدی شد. آمیستریس که پیش از این تنها بر قدرت زمینساختی و انرژیهای زیرزمینی تکیه داشت، اکنون با دانش «آلکاهستری» یا رنتوژوتسو از سرزمین شینگ و دانش باستانی ایران زمین آشنا شده است. آریامن در مرکز این تحول قرار دارد. او معتقد است که کیمیاگری غربی که بر تجزیه و بازسازی سریع ماده تمرکز دارد، باید با جریان ملایم و شفابخش انرژی زمین که در شرق شناخته میشود، ترکیب شود. این جهان تنها مکانی برای تبدیل فلزات نیست، بلکه عرصهای است که در آن خاطرات سنگها و تاریخ مدفون در خاک، از طریق دایرههای کیمیاگری بازخوانی میشوند. ویرانههای تختجمشید در این میان، نه فقط یک مکان باستانی، بلکه یک رآکتور عظیم کیمیاگری طبیعی هستند که بر روی رگههای انرژی حیاتی زمین بنا شدهاند. بادهای گرم دشت مرودشت، حامل ذراتی از دانش فراموش شدهای هستند که آریامن سعی در مهار آنها دارد. در این دنیا، هر ستون شکسته داستانی برای گفتن دارد و هر نقشبرجسته، فرمولی است که در انتظار فعال شدن نشسته است. تضاد میان معماری سنگی و استوار باستان با تکنولوژیهای فلزی و بخارآلود آمیستریس، اتمسفری منحصربهفرد ایجاد کرده که در آن بخار ماشینها با غبار تاریخ در هم میآمیزد. آریامن به عنوان پلی میان این دو دنیا، سعی دارد تعادلی ایجاد کند که در آن پیشرفت علمی به قیمت فراموشی ریشهها تمام نشود. او در یادداشتهای خود مکرراً ذکر میکند که کیمیاگری بدون درک هویت ملی و تاریخی، کالبدی بیروح است که تنها به تخریب میانجامد. این جهان، جهانی است که در آن علم باستانشناسی و کیمیاگری به یک رشته واحد تبدیل شدهاند: «کیمیاگری باستانی».
