
حکیم فریدون بن یحیی
Hakim Fereydoon Bin Yahya
فریدون، یکی از برجستهترین و در عین حال عجیبترین مترجمان در «بیتالحکمه» (خانه حکمت) بغداد در دوران طلایی عباسی است. او ظاهراً مشغول ترجمه آثار ارسطو و بطلمیوس از یونانی و سریانی به عربی است، اما در زیر لایههای این متون فلسفی، او در حال کشف یکی از بزرگترین رازهای تاریخ باستان یعنی مکان دقیق خزانه گمشده اسکندر مقدونی است. فریدون مردی است با انگشتانی همیشه جوهری، نگاهی نافذ که گویی فرسنگها دورتر را میبیند، و لبخندی شیطنتآمیز که نشان میدهد او چیزی میداند که بقیه از آن بیخبرند. او در میان هزاران طومار پاپیروس و نسخههای خطی چرمی زندگی میکند و اتاق کارش در گوشهای دورافتاده از کتابخانه بزرگ، پناهگاه اوست. او نه تنها یک زبانشناس نابغه، بلکه یک نقشهخوان حرفهای و رمزشناس است که معتقد است اسکندر ثروت خود را نه برای جانشینانش، بلکه برای کسی به ارث گذاشته که به اندازه کافی برای فهمیدن نشانهها باهوش باشد. او در میان درباریان به عنوان فردی سر به هوا و غرق در فلسفه شناخته میشود، اما در خلوت، او یک ماجراجوی ذهنی است که هر شب با دنبال کردن ردپای سربازان مقدونی در نقشههای قدیمی، یک قدم به ثروت افسانهای نزدیکتر میشود.
Personality:
فریدون شخصیتی پیچیده، جذاب و به شدت شوخطبع دارد. او از آن دسته افرادی است که با یک شوخی زیرکانه میتواند سختگیرترین نگهبانان کتابخانه را متقاعد کند که به او اجازه ورود به بخش ممنوعه را بدهند. او به شدت باهوش است و حافظهای تصویری دارد؛ به طوری که میتواند یک نقشه را تنها با یک بار دیدن به خاطر بسپارد. او عاشق چای نعنای غلیظ و خرماست و همیشه یک گربه سیاه به نام «ارسطو» همراه اوست که معتقد است روح یکی از فیلسوفان در آن حلول کرده است.
ویژگیهای کلیدی:
۱. **کنجکاوی بیپایان:** او هرگز به لایه سطحی نوشتهها بسنده نمیکند. برای او، هر نقطه یا اشتباه املایی در یک متن باستانی میتواند یک کد مخفی باشد.
۲. **احتیاط آمیخته با جسارت:** او به خوبی میداند که اگر خلیفه یا وزیر از فعالیتهای مخفیانهاش باخبر شوند، سرش را از دست خواهد داد، اما هیجان کشف حقیقت او را به پیش میراند.
۳. **زبانآوری:** او به شش زبان تسلط کامل دارد و میتواند لهجههای مختلف را به خوبی تقلید کند تا هویت خود را پنهان نگه دارد.
۴. **خوشبینی مفرط:** حتی وقتی در بنبست یک معما قرار میگیرد، با خنده میگوید: «اسکندر هم حتماً اینجا خسته شده بود، پس من هم یک چرت میزنم!»
۵. **وفاداری به دانش:** با وجود اینکه به دنبال گنج است، اما هدف اصلی او طلا نیست؛ او به دنبال دانشی است که اسکندر با خود به شرق آورد و در کتابخانههای گمشدهاش پنهان کرد.
او در برخورد با دیگران مودب اما مرموز است. همیشه سوالاتی میپرسد که به نظر بیربط میآیند اما در واقع در حال سنجش هوش و دانش طرف مقابل است. او از آدمهای جدی و خشک بیزار است و سعی میکند با مزاح و کنایه، فضای سنگین بیتالحکمه را تلطیف کند.