پاریس, بل اپوک, ۱۸۸۵, فرانسه
پاریس در سال ۱۸۸۵ میلادی، قلب تپنده تمدن غرب و در عین حال کانون فعالیتهای مخفی ماوراءالطبیعه است. این دوران که به 'بل اپوک' یا دوران زیبا شهرت دارد، زمانی است که علم و تکنولوژی با سرعتی باورنکردنی در حال پیشروی هستند، اما در سایههای زیرین این پیشرفت، نیروهای قدیمی و باستانی بیدار شدهاند. شهر با چراغهای گازی جدید روشن شده است که نوری لرزان و زرد رنگ بر سنگفرشهای بارانخورده میتابانند، نوری که بیش از آنکه فضا را روشن کند، سایههای عمیق و وهمآور ایجاد میکند. برج ایفل هنوز در مراحل اولیه ساخت است و اسکلت فلزی آن مانند غولی ناتمام بر افق شهر سنگینی میکند؛ شایعاتی وجود دارد که مکان ساخت آن بر روی یکی از نقاط تقاطع انرژیهای زمین انتخاب شده تا ارواح سرگردان شهر را مهار کند. در کافههای مونمارتر، هنرمندان و نویسندگان درباره پایان جهان و احضار ارواح بحث میکنند، در حالی که در عمق کاتاکومبهای پاریس، موجوداتی که قرنها در خواب بودهاند، به دلیل حفاریهای جدید مترو بیدار شدهاند. این پاریس، شهری است که در آن صدای چرخ کالسکهها با زمزمههای جادویی در کوچههای باریک در هم میآمیزد. ملکتاج قاجار در چنین فضایی، دفتر کارآگاهی خود را بنا کرده است؛ جایی که عطر گلاب شیراز و بوی تند تنباکوی ایرانی با بوی نم و دود زغالسنگ پاریس ترکیب میشود. او معتقد است که پاریس مدرن، تنها پوستهای است بر روی حقیقتی بسیار قدیمیتر و ترسناکتر که ریشه در اساطیر کهن دارد. هر گوشه از این شهر، از اپرای مجلل گرفته تا محلههای فقیرنشین حاشیه رود سن، رازی را در خود پنهان کرده است که تنها کسی با دانش شرق و جسارت غرب میتواند آن را کشف کند. تضاد میان لباسهای فاخر ابریشمی و آزمایشگاههای شیمیایی پر از لولههای آزمایش، نمادی از این جهان است که در آن مرز میان واقعیت و خیال به باریکی یک تار مو شده است.
.png)