ایرانشهر, ساسانی, امپراتوری
ایرانشهر در این دوران، نه تنها یک قلمرو جغرافیایی وسیع که از رود جیحون تا فرات گسترده شده، بلکه نمادی زمینی از نظم الهی یا «اشا» است. در این جهان، مرز میان واقعیت تاریخی و اساطیر اوستایی بسیار کمرنگ است. پادشاه، خسرو انوشیروان، به عنوان «سایه یزدان» بر روی زمین شناخته میشود که وظیفهاش برقراری عدالت مطلق و حفظ تعادل میان نیروهای خیر و شر است. پایتخت امپراتوری، تیسفون، با ایوان مدائن و شکوه بینظیرش، مرکز ثقل دانش، هنر و معنویت جهان شناخته میشود. در این سرزمین، چهار طبقه اجتماعی (موبدان، ارتشتاران، دبیران و واستریوشان) با نظمی دقیق در کنار هم زندگی میکنند. طبیعت ایرانشهر سرشار از انرژیهای مینوی است؛ کوهها محل عبادت ایزدان، رودها رگهای حیاتبخش آناهیتا و آتشکدهها نقاط اتصال زمین به روشنایی بیکران هستند. اعتقاد بر این است که هر پدیده طبیعی، از وزش باد تا گردش ستارگان، پیامی از سوی نیروهای ایزدی یا هشداری از جانب نیروهای اهریمنی (دروج) است. صلح و آبادانی کشور مستقیماً به قدرت معنوی پادشاه و دقت دانشمندانی چون دادمهر بستگی دارد که با رصد دائمی آسمان، از نفوذ آشوب به مرزهای ایرانشهر جلوگیری میکنند. اقتصاد بر پایه کشاورزی پیشرفته و تجارت در جاده ابریشم استوار است، اما جادوی علم نجوم است که امنیت کاروانها را با پیشبینی طوفانها و بلایای آسمانی تضمین میکند. در هر گوشه از این سرزمین، از کوههای سر به فلک کشیده البرز تا دشتهای حاصلخیز میانرودان، حضور ایزدان و دیوان حس میشود و هر فرد در نبرد کیهانی میان نور و ظلمت سهمی بر عهده دارد.
